ولادت با سعادت حضرت امام حسین (ع) حضرت امام سجاد (ع) حضرت ابوالفضل العباس (ع)

 

امام حسین (ع) : بپرهیز از اینکه کاری انجام دهی که مجبور شوی عذر خواهی کنی از آن ، زیرا مومن خطا نمی کند تا معذرت بخواهد ، اما منافق پیوسته هر روز خطا میکند و معذرت میخواهد.   بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 112 )

 وقتی حضرت سجاد (ع) را به دنیا آمدن کودکی خبر می دادند ، ایشان نمی پرسید پسر است یا دختر ، بلکه از اعضای سالم و اندام متعادل او سئوال می کرد ، چون خبر سلامتش را می شنید می گفت خدای را شکر که این کودک را قبیح و ناقص الخلقه نیافریده است. الحدیث جلد 3 صفحه 53

  ابی مالك از حضرت سجاد (ع) درخواست كرد او را از جمیع طرق و مناهج دین آگاه سازد. حضرت در پاسخ او به عنوان قدر جامع تمام روشهای اسلامی از سه مسئله انسانی و اخلاقی نام برد : سخن حق، حكم به عدل، و وفای به عهد. الحدیث جلد 2  صفحه 53

حاج شیخ عباس قمی (ره) مولف کتاب مفاتیح الجنان گوید که روایت شده در خبری از حضرت سیدالساجدین علیه السلام آنچه حاصلش آن است که فرمودند خدا رحمت کند عباس را که ایثار کرد بر خود برادر خود را و جان خود را فدای آنحضرت نمود تا آنکه در یاری او دو دستش را قطع کردند و حق تعالی در عوض دو دست او دو بال به او عنایت فرمود که با آن دو بال با فرشتگان در بهشت مانند جعفر بن ابیطالب پرواز میکند و از برای عباس (ع) در نزد خداوند منزلتی است در روز قیامت که مغبوط جمیع شهداء است و جمیع شهدا را آرزوی مقام او است. مفاتیح الجنان ( حاج شیخ عباس قمی ره ) صفحه 719

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 خرداد 1392    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

25 ماه رجب شهادت حضرت امام موسی کاظم (ع)

بیست و پنجم ماه رجب سالروز شهادت حضرت امام موسی کاظم (ع) را به محضر ولی الله الاعظم حضرت مهدی (عج) و بر شیعیان تسلیت عرض می نماییم.

برای دانلود روضه حضرت موسی بن جعفر (ع) با صدای مرحوم شهید کافی (ره) روی لینک زیر کلیک کنید :

دانلود

توطئه ی هارون برای شهادت امام كاظم (ع)

فردا، 25 رجب، روز شهادت حضرت امام كاظم (ع) است. مناسب است مطالبی را نیز در مورد آن حضرت ذكر كنیم و به محضر مقدّسشان عرض ادب نماییم؛

هارون از طرق مختلف می كوشید آن حضرت را به شهادت برساند، به هر كدام از فرماندهان لشكرش پیشنهاد قتل امام(ع) را می كرد اجابت نمی كردند تا اینكه به نقل مرحوم علاّمه ی مجلسی (ره) از یك كشور غیر اسلامی افرادی را خواست، پنجاه نفر برای او فرستادند كه به شرارت شناخته شده بودند. اوّل امتحانشان كرد و پرسید: خدای شما كیست؟ دین شما چیست؟ گفتند: ما خدایی نمی شناسیم و دینی نداریم! حتّی زبانِ عربی هم نمی دانستند. گفت: اینها برای این كار خوبند. همه را به زندان فرستاد كه امام (ع) را به قتل برسانند. خودش هم از دریچه ی مشرف به زندان تماشا می كرد كه چه می كنند. دید وقتی وارد زندان شدند در حالی كه شمشیرها به دستشان بود تا چشمشان به امام(ع) افتاد بدنشان شروع به لرزیدن كرد و شمشیرها از دستشان افتاد و نتوانستند بایستند و در مقابل امام(ع) به زمین افتادند؛ امام دست بر سرشان می كشید و ابراز ملاطفت می فرمود. هارون دید بدتر شد. اگر این جریان در میان مردم منتشر شود رسوایی او بیشتر خواهد شد. دستور داد آنها را بی سر و صدا از بغداد بیرونشان كنند. آنها هم بدون اجازه خواستن از هارون سوار شدند و رفتند. امام كاظم(ع) مراقب بود كه سكینه ی روحی و ایمان اصحابش را حفظ كند. به بعضی می فرمود: در دستگاه حكومت هارون نباشید، و به بعضی دیگر می فرمود: شما باید در آنجا باشید.

سفارش امام کاظم (ع) به صفوان که یاور ظالم مباش!

صفوان بن مهران، یك مرد سرمایه دار و شتردار بود و به مردم شتر كرایه میداد؛ مانند كسانی كه امروز وسیله ی نقلیه دارند و كرایه می دهند. صفوان نزد هارون منزلتی داشت و در سفرها به او شتر كرایه می داد، ضمن اینكه از محبّین امام کاظم (ع) هم بود. امام (ع) او را احضار كردند و فرمودند : من تو را آدم خوبی می دانم، ولی یك كار تو بد است! عرض كرد: آقا؛ آن كار چیست؟ بفرمایید تا آن را ترك كنم. فرمود: شترهای خود را به این مرد (هارون) كرایه میدهی، این كار تو را نمی پسندم. عرض كرد: من شترها را در سفر معصیت به او نمی دهم، در سفر حجّ به او كرایه می دهم و خودم همراهشان نمی روم، كارگران من می روند. فرمود: آیا بقیه كرایه اش می ماند تا برگردد و بدهد یا خیر؟ گفت: بله، مقداری را اوّل می دهد و بقیه را بعد از مراجعت. فرمود: طبعاً دوست داری كه او زنده بماند تا برگردد و پول تو را بدهد. آیا اینطور نیست؟ گفت: بله، همین طور است. فرمود :

(مَنْ أحَبَّ بَقاءَهُمْ فَهُوَ مِنْهُمْ) ؛

«هر كه دوستدار زنده ماندن ظالمان باشد از آنها حساب میشود. »

او سخت دگرگون و وحشت زده شد، رفت و تمام شتران خود را فروخت تا آخر عمری در جرگه ی ظالمان نباشد. هارون فهمید و او را احضار كرد. گفت: شنیده ام شترانت را فروخته ای، چرا؟ گفت: بله، چون پیر شده ام و نمی توانم خودم همراه شترها بروم، كارگران هم خوب نمی رسند، ناچار آنها را فروختم. گفت: نه، مطلب این نیست، می دانم چرا فروختی، تو به دستور موسی بن جعفر این كار را كرده ای! اگر سابقه ی دوستی دیرینه ام با تو نبود تو را می كشتم.

سفارش امام کاظم (ع) به علی بن یقطین که یاور مظلوم باش !

امّا از آن طرف به علیّ بن یقطین می فرمود : تو در دستگاه هارون بمان. او منصب وزارت داشت؛ یعنی، شخص دوّم مملكت آن روز بود. چندی بعد آمد و گفت: آقا؛ من از دستگاه حكومت خسته شده ام، میخواهم استعفا كنم و كنار بیایم. فرمود: نه، تو باید آنجا بمانی!!

(فَإنَّ لَنا بِكَ اُنْساً وَ لاِخْوانِكَ بِكَ عِزّاً) ؛

«بودن تو در آنجا مایه ی آرامش قلب ما و موجب عزّت مسلمانان است. »

بعد فرمود: تو ضمانت یك كار را به من بده، من هم ضمانت سه چیز را به تو می دهم. تو ضمانت كن كه هرگاه شیعیان ما در دستگاه هارون گرفتار شدند كمكشان كنی و حلّ مشكل نموده و از گرفتاری نجاتشان بدهی، من هم ضمانت میكنم كه هرگز شمشیر به تو اصابت نكند و هرگز زیر سقف زندان نروی و فقر هم به خانه ات راه نیابد.

خودش سالها در زندان می مانَد ولی میكوشَد كه دوستانش ـ آنها كه خدمتگذار مردمند ـ آسوده و محترم بمانند. دورادور هم مراقب علیّ بن یقطین بود كه اگر مشكلی برایش پیش آمد در مقام حلّ آن برآید.

شگفتی علی بن یقطین از نامه ی امام (ع) !

مسئله ای در میان شیعه پیش آمد كه آیا در وضو از سرِ انگشتان پا تا روی قبّه باید مسح كشید یا از قبّه ی پا تا سرِ انگشتان؟

علیّ بن یقطین به امام (ع) كه در حجاز بودند نامه ای نوشت و این مطلب را سؤال كرد. جواب نامه به خط خود امام (ع) آمد كه تو از این به بعد این طور وضو بگیر: صورتت را بشوی، دستها را از سرِ انگشتها تا مِرفَق بشوی، بعد تمام سر را و ظاهر و باطن گوشها را مسح كن، بعد پاها را هم بشوی.

علیّ بن یقطین نامه را كه خواند تعجّب كرد كه این دستور وضوی سنّی است! وضوی شیعه مسلّم به این كیفیت نیست. ولی گفت: من وظیفه ای جز تبعیّت از دستور امام ندارم و باید به همین كیفیت وضو بگیرم. مدّتی گذشت تا اینكه دشمنان علیّ بن یقطین از او نزد هارون سعایت كردند و به او گفتند: این علیّ بن یقطین كه نزد شما این قدر قربِ منزلت دارد ؛رافضی و از دوستان موسی بن جعفر است و در خفا برای روی كار آمدن او فعالیّت دارد. او گفت: من كه هیچ نقصی در او ندیده ام و باور نمی كنم. عاقبت گفتند : در وضو او را امتحان كن! ـ چون یك اختلاف روشنی كه سنّی با شیعه دارد در وضو است ـ در خلوت مراقب او باش و ببین چطور وضو می گیرد. علیّ بن یقطین نیز عادت داشت كه در جای خلوت وضو بگیرد و نماز بخواند. یك روز هارون او را به بهانه ی اینكه كار ضروری دارد در كاخ، نزد خود نگه داشت. موقع نماز كه شد او به جای خلوتی رفت تا وضو بگیرد. هارون از جایی كه او نبیند مراقبش بود امّا دید او بر خلاف گفته ی سعایت كنندگان به همان كیفیت اهل تسنّن وضو گرفت نه به روش رافضیان. دیگر از شدّت خوشحالی نتوانست خودش را نگه دارد. از مخفیگاه بیرون آمد و گفت: به خدا قسم، دیگر حرف كسی را درباره ات قبول نمی كنم، دروغ میگفتند كه تو رافضی هستی، من معتقد شدم كه تو مردی صادق و امین هستی و هر كس درباره ات حرفی بزند دیگر باور نخواهم كرد.

چند روز دیگر از طرف امام (ع) نامه آمد كه از این به بعد به همان كیفیت سابق خود وضو بگیر كه محذور برطرف شد.

شهادت امام كاظم(ع)

به مناسبت فردا كه روز شهادتشان است این چند جمله را عرض میكنیم :

(أللّهُمَّ صَلِّ عَلیََ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَصِیِّ اْلاَبْرارِ وَ إمامِ اْلاَخْیارِ الَّذِی كانَ یُحْیِی اللَّیْلَ بِالسَّهَرِ إلَی السَّحَرِ بِمُواصَلَةِ اْلاِسْتِغْفارِ) ؛

چهار یا هفت یا چهارده سال از این زندان به آن زندان منتقلش كردند. دوستانش شنیده بودند كه همین روزها امام (ع) را آزاد می كنند. می آمدند پشت دیوار زندان می ایستادند و در كوچه ها می نشستند و انتظار می كشیدند تا كی شود امامشان را زیارت كنند. ناگهان روز 25 رجب دیدند درِ زندان باز شد و یك جنازه بیرون آمد، در حالی كه چهار نفر آن را روی دوش گرفته اند. وقتی سلیمان، عموی هارون باخبر شد دید این كار حتّی برای سیاستِ هارون نیز صحیح نیست. دستور داد پسرانش رفتند و جنازه را گرفته و اعلام كردند تا اینكه مردم برای تشییع آمده و با جلالت تمام امام هفتم (ع) را دفن كردند.

 امّا در كربلا، روز عاشورا چه كردند؟ ساعت آخرِ روز، صدای تكبیر از لشكر دشمن بلند شد، چه شده است؟! نگاه كردند دیدند رأس مطهّر امام(ع) بالای نیزه است.

صَلَّی اللهُ عَلَیْكَ یا مَوْلینا، یا أبا عَبْدِ اللهِ الْحُسَیْنِ.

و السّلام علیكم و رحمة الله و بركاته

حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی ؛تفسیر سوره توبه جلد 1 صفحه 109 الی 113

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 خرداد 1392    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

قرائت دعای ندبه توسط مرحوم شهید حاج شیخ احمد کافی (ره)

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت مهدی (عج) فرمود: هر یك از شما باید عملى را انجام دهد كه سبب نزدیكى به ما و جذب محبّت ما گردد؛ و باید دورى كند از كردارى كه ما نسبت به آن ، ناخوشایند و خشمناك مى باشیم. پس چه بسا شخصى در لحظه اى توبه كند كه دیگر به حال او سودى ندارد و نیز او را از عِقاب و عذاب الهى نجات نمى بخشد.  (بحارالا نوار، ج 53، ص 176، س 5، ضمن ح 7، به نقل از احتجاج)

امام مهدى علیه‏السلام :إنّا یُحیطُ عِلمُنا بأنبائِكُم و لایعَزُبُ عَنّا شَى‏ءٌ مِن أخبارِكُم ؛ ‏امام مهدى علیه‏السلام :ما از همه خبرهاى شما آگاهیم و چیزى از خبرهاى شما از ما پنهان نیست .. بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 175

کافی مسکین ز بهر دیدن رویت

گشته چو مجنون اسیر بر در کویت                                   

تشنه یک جام وصلت است ز جویت    

جام وصالت رسان به کام گدایان                             

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

چون که شود روز جمعه دل نگرانیم

منتظر مقدم امام زمانیم                          

جمع شویم و دعای ندبه بخوانیم

تا که شود آشکار آن شَه خوبان                                

دانلود قرائت دعای ندبه توسط حضرت حجت الاسلام و المسلمین شهید حاج شیخ احمد کافی (ره)

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

با استفاده از لینک زیر نوای عاشقانه یابن الحسن (عج) مرحوم شیخ احمد کافی رضوان الله تعالی علیه را دانلودبفرمایید :

http://www.bskafi.com/fa/category-speech/file/26-n-k.html

نوشته شده در تاریخ شنبه 21 اردیبهشت 1392    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

حجر بن عدی سلام الله علیه

هتك حرمت مرقد مطهر صحابی جلیل القدر حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و یاور باوفای حضرت امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام جناب حجر بن عدی سلام الله علیه و یاران عظیم القدر ایشان بر عموم شیعیان و محبان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تسلیت باد.

شرح حال و چگونگی شهادت جناب حجر بن عدی سلام الله علیه از زبان مرحوم شیخ احمد کافی (ه)

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 اردیبهشت 1392    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

حجر بن عدی سلام الله علیه و یاران عظیم القدر ایشان

هتك حرمت مرقد مطهر صحابی جلیل القدر حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و یاور باوفای حضرت امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام جناب حجر بن عدی سلام الله علیه و یاران عظیم القدر ایشان بر عموم شیعیان و محبان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تسلیت باد.

شرح حال و چگونگی شهادت جناب حجر بن عدی سلام الله علیه از زبان مرحوم شیخ احمد کافی (ه)

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 14 اردیبهشت 1392    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

اقدامات فرهنگی – عمرانی – خدماتی

اقامت دائمی حجه الاسلام كافی در تهران با آغاز جدی فعالیتهای فرهنگی – عمرانی وی مقارن است . در ابتدا جلسات وعظ و خطابه و مراسم دعای كمیل و ندبه او همه هفته به طور منظم در گوشه و كنار شهر تهران در منزل علاقمندان به طور سیار تشكیل می گردید ولی پس از مدتی منزل مسكونی او در منطقه امیریه تهران ، كانون این جلسات قرار گرفت . حضور گسترده اقشار مختلف مردم در این جلسات ، مواجه شدن با كمبود جا و اهداف بلند فرهنگی وی منجر به تأسیس مهمترین یادگار مرحوم كافی یعنی مهدیه تهران شد .

1 – مهدیه تهران : حجه الاسلام كافی در اواخر 1347 ش با كمك های بی دریغ مردمی توانست قطعه زمینی به مساحت 4000 متر در منطقه امیریه خریداری نماید . به زودی سالن اصلی مهدیه بنا و میعادگاه عاشقان گردید . مردم تهران و برخی شهرستانها ، ساعتها در پشت درهای مهدیه به انتظار می نشستند تا فیض حضور در جلسات وعظ و دعای ندبه را درك نمایند . مهدیه تهران علاوه بر این ، منشأ خدمات و خیرات ارزنده ای بود كه بسیاری از آنها هم اكنون نیز ادامه دارد . اهم این موارد بدین شرح است :

- كمكهای مالی مستمر به خانواده های بی بضاعت در قالب تهیه كفش ، لباس ، مواد غذایی ، تهیه خاكه ذغال در فصل سرما ، پرداخت وجوه نقدی و لوله كشی یكی از محلات فقیر نشین جنوب تهران

- تأسیس صندوق قرض الحسنه مهدیه

- ارائه خدمات درمانی و تأسیس داروخانه مهدیه

- تأسیس حوزه علمیه مهدیه و برپایی مراسم عمامه گذاری طلاب

- اسكان و پذیرایی بیش از دو هزار تن از ایرانیان رانده شده از عراق در مهدیه تهران

- خریداری مشروب فروشی مجاور مهدیه و تبدیل آن به كتابخانه اسلامی

2 – عیادت از بیماران : ساواك در گزارشی در این باره می نویسد :

« ... در ساعت 16 مورخه همان روز به اتفاق با ده دستگاه اتوبوس اتوتوكل و دو وانت میوه و شیرینی و یك دستگاه بلندگو به بیمارستان شاه آباد رفتند و در محوطه بیمارستان دعای سمات خوانده و پس از عیادت از بیماران ، اعضاء هیئت در ساعت 30/18 بیمارستان را ترك گفتند . »

3 – احداث درمانگاه در برخی شهرها نظیر مشهد ، گرگان ، دهلران ، آران كاشان و ...

4 – ساخت ، مرمت و تجدیدبنای چندین مسجد

5 – ساختن بیش از بیست مهدیه در شهرهای مختلف

6 – تأسیس حوزه علمیه در شهرستان ایلام

7 – ساخت حمام در ایلام ، ساوه ، مهران و دهلران

8 – تشكیل هیأتهای مذهبی در شهرستانها

10 – جمع آوری كمكهای نقدی و ارسال آن برای مردم خشكسالی زده سیستان و بلوچستان در سال 1350 ش

11 – جمع آوری كمكهای نقدی و ارسال آن برای مردم زلزله زده خراسان در 1347 ش

12 – تشكیل كلاسهای آموزش اصول عقاید برای جوانان دبیرستانی و دانشگاهی

13 – كمك مالی به شیعیان و سادات نخاوله عربستان سعودی

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 اردیبهشت 1392    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

یا زهرا س

دانلود شعر دسته جمعی ما در دو جهان ، فاطمه جان ، دل به تو بستیم ، محبان تو هستیم { مرحوم شیخ احمد کافی (ره) }

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 فروردین 1392    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

مثل امام مثل کعبه است ......

شهادت مظلومانه صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد

 اثبات امامت علی (ع) {هدایت تشریعی} ، یادآوری روایات رسول خدا (ص) : محمود بن لبید می گوید : پس از رحلت پیامبر (ص) ، فاطمه (علیها السلام) را در کنار قبر حضرت حمزه در اُحُد ، در حال عزاداری و گریه مشاهده کردم ، فرصت را غنیمت شمرده سئوال کردم : آیا برای امامت علی (ع) از سخنان رسول گرامی اسلام (ص) ، میتوان دلیلی آورد ؟ حضرت زهرا (علیها السلام) پاسخ داد : شگفتا ! آیا روز غدیر خم را فراموش کرده اید ؟ شنیدم که پیامبر گرامی اسلام فرمود : علی (ع) بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار می دهم.علی (ع) امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم ، (حسن و حسین (علیهم السلام) )و نه نفر از فرزندان حسین (ع) پیشوایان و امامانی پاک و نیکند.اگر از آنها اطاعت کنید شما را هدایت خواهند نمود و اگر مخالفت ورزید ، تا روز قیامت بلای تفرقه و اختلاف در میان شما حاکم خواهد شد.پرسید بانوی من ! پس چرا امام علی (ع) سکوت کرد و حق خود را نگرفت ؟ حضرت زهرا (علیها السلام) پاسخ داد : رسول خدا (ص) فرمود : مَثَل امام ، مانند کعبه است ، مردم باید در اطراف آن طواف کنند ، نه آنکه کعبه دور مردم طواف نماید.سپس ادامه داد که : آگاه باش ، قسم به خدا ، اگر حق را به اهلش واگذار می کردند و از عترت رسول خدا (ص) اطاعت می نمودند دو نفر هم (درباره حکم خداوند) با یکدیگر اختلاف نمی کردند و امامت همان گونه که رسول خدا(ص) معرفی فرمود از علی (ع) تا حضرت قائم (عج) فرزند نهم امام حسین (ع) ، از جانشینی به جانشینی دیگر به ارث می رسید.اما (افسوس)کسی را مقدم داشتند که خدا او را کنار زده بود و کسی را کنار زدند که خدا او را مقدم داشت ، ره آورد بعث را انکار کردند و به بدعتها روی آوردند ، آنها هواپرستی و شهوت را برگزیدند و بر اساس رأی و نظر شخصی عمل کردند ، هلاکت و نابودی بر آنان باد.آیا نشنیدند کلام خدا را که فرمود : پروردگار تو خلق می کند آنچه را که می خواهد و اختیار تعیین امامت بدست اوست ؛ سوره قصص آیه 68 .آری شنیدند اما همان گونه که قرآن فرمود : (دیده بصیرت آنها کور و چشم دل آنها بی نور است ؛ سوره حج آیه 46 ) افسوس ، که سران سقیفه ، آرزوها و هوسهای خود را تحقّق بخشیدند و از مرگ و قیامت غافل ماندند ، خدا نابودشان گرداند و آنان را در کارهایشان گمراه کند ، ای پروردگار ! من به تو پناه می برم از کمی یاران پس از پیروزی و فراوانی آنان) فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 27 الی 28 ، بحارالانوار جلد 36 صفحه 353 ، احقاق الحق جلد 21 صفحه 26

ارزش اهل بیت (ع) و امامان (ع) ؛ حضرت زهرا (علیها السلام) نسبت به ارزشهای امامان معصوم (علیهم السلام) فرمود : ما اهل بیت رسول خدا (ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ، ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکیها ، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامبران الهی.شرح ابن ابی الحدید جلد 16 صفحه 201 ، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 24

حضرت زهرا (علیها السلام ) با اشاره به فلسفه امامت فرمود : خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت (علیهم السلام) را سبب برقراری نظم اجتماعی در امّت اسلامی ، و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه ها قرار داده است. بخشی از خطبه حضرت زهرا (س) در مسجد مدینه ، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام (تالیف محمد دشتی) صفحه 25

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 فروردین 1392    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

نوروزِ دل به طبیعت یا به حقیقت ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

صفیر سعادت

سلسله مباحث اخلاقی سید محمد ضیاء آبادی

نوروزِ دل به طبیعت یا به حقیقت ؟

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏

اللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَیَّ بِبَقَاءِ وُلْدِی

خدایا بر من منت گذار با حفظ فرزندانم

 وَ بِإِصْلَاحِهِمْ لِی و بِإِمْتَاعِی بِهِمْ

و به اینکه آنان برای من صالح و شایسته باشند و من از وجودشان بهره مند گردم

إِلَهِی امْدُدْ لِی فِی أَعْمَارِهِمْ، وَ زِدْ لِی فِی آجَالِهِمْ

خدایا عمرشان را برای من طولانی کن و روزهای زندگی شان را برای من افزون گردان

 وَ رَبِّ لِی صَغِیرَهُمْ، وَ قَوِّ لِی ضَعِیفَهُمْ

و خدایا فرزندان خردسالم را تربیت کن و ناتوانشان را برایم نیرومند فرما

 وَ أَصِحَّ لِی أَبْدَانَهُمْ وَ أَدْیَانَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُم‏

و بدن ها و اعتقادات و اخلاقشان را برای من صحیح و سالم بدار.

فراز اول دعای بیست و پنجم صحیفه سجادیه

مهم ، عید انسانیت است

در گذشته بیان شد عید نوروز عید عالم انسان نیست ، بلکه عید زمین و عید عالَم نباتات است . عیدِ انسان ، روزی است که او از مسیر انحرافی افراط و تفریط در شهوت و غضب برگردد و به مدار اعتدال عقل و ایمان بیفتد و در محاذات خورشید عالم امکان ، وجود اقدس ولی زمان (عج) قرار گیرد و در پرتو نور آن امام معصوم رو به عالم قُرب خدا حرکت کند .

 در این موقع است که درخت تقوا و فضیلت از سرزمین جانش می روید و گل های مکارم اخلاق از بوته ی جانش شکوفا می گردد و عید نوروز ، عالم انسان فرا می رسد و فصل بهار انسانیت و آدمیت آغاز میشود . امواج رحمت و نعمت و برکت و عدالت اجتماعی در جامعه ی بشری فراگیر گشته و همه جا غرق در نور و سرور و بَهجَت و نشاط انسانی میشود . آن روز ، روز عید عالم انسان است و واقعاً میمون و مبارک است.

فطر و قربان ، دو عید رسمی مسلمانان

در دین مقدس اسلام دو روز به عنوان عید رسمی برای مسلمانان اعلام شده است : عید فطر و عید قربان .

عید فطر بعد از انقضاء ماه رمضان است که عالم انسان در مدار عقل و ایمان افتاده و بر محور تقوا چرخیده است :

 { یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلىَ الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏ } ( سوره بقره آیه 183 )

 و عید قربان بعد از انجام مناسک حج و زیارت خانه ی  خدا و بیعت با خدا میباشد که باز هم عالم انسان در مدار عقل و ایمان افتاده و آیینه ی قلبش با انوار الهی مواجه گشته و نشاط و شادابی روحی یافته و عید گرفته و لذا در قنوت نماز عید می گوییم :

{ اللهم اهل الکبریاء و العظمة ... اسالک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیداً .. } ؛

البته ما شیعه ی امامیه چند عید دیگر نیز داریم : عید مبعث ، عید غدیر ، عید نیمه شعبان . چون در این سه روز هم منظومه ی جامعه بشری با آفتاب خودش آشنا شده و بر محور آن چرخیده و به کمال رسیده است . در دو روز عید فطر و قربان به کمال عملی رسیده و در سه روز عید مبعث و غدیر و نیمه شعبان به کمال علمی رسیده است.

توجه به زشت و زیباهای عید نوروز

 اما عید نوروز اساس دینی و مذهبی ندارد ، بلکه عید ملی است. البته برخی از رسوم و آدابش خوب و مقبول در شرع مقدس است ، مثل تنظیف لباس و مسکن و دیدار خویشاوندان و صله ی ارحام که چه بسا کسانی سال می گذرد و از خویشاوندان نزدیکشان خبری نمی گیرند اما ایام عید نوروز که میرسد ، به دیدار یکدیگر می روند ، این کارها بسیار خوب است و از نظر دین مقدس نیز مورد تایید است ، منتها آنچه که لازم است مورد توجه قرار گیرد ، این است که این آداب و رسوم خوب ، اکثراً با یک سلسله کارهای زشت و ناپسند از نظر شرع مقدس توام می گردد و باید ترک شود و در همه حال رعایت جانب تقوا و تحصیل رضای خدا فراموش نشود.

طبق حدیثی که مرحوم محدث قمی (رحمة الله علیه) در مفاتیح الجنان نقل می کنند و مرحوم علامه ی مجلسی (رحمة الله علیه) هم در بحارالانوار نقل کرده است ، راوی به نام مُعَلی بن خُنَیس از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود : چون روز نوروز شود ، غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوهای خوش خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه بدار و بعد از نماز ظهر و عصر ، چهار رکعت نماز با کیفیتی خاص بخوان. البته می دانیم که غسل کردن در دین ما تنها شستن بدن نیست ، بلکه هدف ، تطهیر جان از آلودگی به شهوات افراطی است. روزه هم فقط امساک دادن معده از خوردن و آشامیدن نمی باشد ، بلکه پرهیز از کارهای نا مرضی در نزد خدا منظور است . پوشیدن پاکیزه ترین لباس ، کنایه از ملبس شدن به لباس تقواست. هدف اصلی از نماز هم نهایت درجه ی خضوع و تذلل در پیشگاه خداست. در ساعت تحویل سال هم مکرر بگویید :

(یا مقلب القلوب والابصار ، یا مدبر اللیل و النهار ، یا محول الحول و الاحوال ، حول حالنا الی احسن الحال )؛

ای خدایی که چشم ها و دل ها را هر گونه که بخواهی متحول می سازی ؛ تویی که دل ها را به کسی مهربان می کنی؛ تویی که چشم های مردم را با محبت به سمت کسی می چرخانی ؛ تویی که شب و روز را می بری و می آوری ؛ تویی که سال ها را از وضعی به وضعی و احوال را از حالی به حالی مبدل می نمایی ؛ خدایا حال ما را به بهترین حال مبدل فرما. افکار و اخلاق و اعمال ما را نیکو گردان .

خداست منبع برکات ، حواستان کجاست ؟

یعنی متوجه باشید آن خوشی و خوشبختی که شما آرزو می کنید به آن برسید ، تنها با آرزو درست نمی شود ، تنها با گفتن «مبارک باد » و « صد سال به این سال ها » درست نمی شود ؛ تنها با چیدن سفره های هفت سین و سبزه و شیرینی و سکه ی طلا و نقره به دست نمی آید.

مردمی هستند که در ساعت تحویل سال سکه های طلا و نقره به دست می گیرند و می چرخانند به این امید که در طول سال صدای جرینگ جرینگ پول به گوششان برسد . به سبزه نگاه می کنند تا همیشه سبز و خرم باشند. شیرینی می خورند تا همیشه کامشان شیرین گردد.

اینها اشتباه کرده اند و به قول معروف سوراخ دعا را گم کرده اند ، کدام اشتباه از این بدتر که یک انسان زنده ی با عقل و هوش از نبات و جماد مرده ی بی عقل و هوش کمک بگیرد ، از سبزه و شیرینی و طلا و نقره ی مرده میمنت بطلبد و حال آنکه خالقش فرموده است :

 (... تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَلَمِین‏) (سوره ی اعراف آیه ی 54)

 ( تَبَارَكَ الَّذِى بِیَدِهِ الْمُلْك‏...) (سوره ی ملک آیه ی 1)

یعنی اشتباه نکنید ؛ آن کسی که مبارک است و منبع همه ی برکات ، خداست. آنکه سلطنت و قهاریت عالم هستی به دست اوست ، آن که عزت و ذلت و مرگ و حیات به دست اوست. او « مقلب القلوب و الابصار» است ؛ او « مدبر اللیل و النهار» است ، او « محول الحول و الاحوال » است.

اوست که کره ی زمین خاکی را سر ساعت و دقیقه و ثانیه معین از برج حوت به برج حمل منتقل می کند و هم اوست که باید زمین مغز و جان و فکر ما را از برج شقاوت به برج سعادت منتقل سازد ؛ اما از توجه به این حقیقت نباید غافل شد که تحویل کره ی زمین یک تحویل تکوینی و اضطراری است ولی ما انسان ها باید تحویل اختیاری داشته باشیم ، یعنی با اراده و اختیار خودمان باید با عمل به دستورات دین و احکام الهی از مدار انحرافی هواپرستی برگردیم و به مدار اعتدالی خداپرستی بیفتیم. از برج شقاوت خارج گشته به برج سعادت داخل شویم ، چه آنکه خالق ما فرموده است :

( ...إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیرُِّ مَا بِقَوْمٍ حَتىَ‏ یُغَیرُِّواْ مَا بِأَنفُسِهِم‏ ...)(سوره ی رعد آیه ی 11)

... یقیناً خدا وضع و حال مردمی را تغییر نمی دهد تا خود آن مردم ، حالات درونی خود را تغییر بدهند ...

تا شما آدمیان ، دگرگونی در افکار و اخلاق و اعمال خویش ایجاد نکنید آن نعمت ها و عزت های از دست رفته به شما باز نخواهد گشت.

   نوروز  اگر  خواهی ، از  نو  حرکت  کن               کز  جنبش  نو  تابش ، شمس  و  قمر   آید

                                                                                               **************

آن کس که ِفتاد از حَرکَت محتضر آمد                 تقویم زمان ، بسته  به اعمال من و توست

کز نیک و بدش گردش تاریخ  برآمد                سرو و گُل و لاله ، عمل خوب من و توست

                     **************

حرکت تحویلی و بدون توقف عالم طبع

خلاصه اینکه تکامل در نظام عالم طبع بر اساس تحویل است و حرکت ، تحویل در همین کره ی زمین تنها یک بار در طول یک سال نیست ، بلکه زمین در سال دوازده بار ، یعنی در هر ماهی یک بار از برجی به برج دیگر تحویل می شود .

از برج حوت به برج حمل ، از برج حمل به برج ثور و از ثور به حورا و از حورا به سرطان و از سرطان به اسد و ... دائماً کره ی زمین در حال تحویل است و نه تنها زمین ، بلکه همه ی موجودات عالم طبع در حال حرکت و تحولند و لحظه ای توقف و سکون در عالم وجود ندارد .به فرموده ی قرآن حکیم :

 (وَ تَرَى الجِْبَالَ تحَْسَبهَُا جَامِدَةً وَ هِىَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ ...)(سوره ی نمل آیه ی 88)

تو کوه ها را جامد و بی حرکت می پنداری و حال آنکه آنها مانند ابرهای آسمان در حرکتند ...

ما انسان ها نیز همه با هم در کشتیِ زمان نشسته ایم و علی الدوام در حال تحولیم وخود ، توجه به تحول خود نداریم و می پنداریم که در مکان ثابتی متوقف هستیم و حال آنکه یک لحظه هم متوقف نمی باشیم مانند عقربک ساعت شمارِ ساعت که وقتی نگاه می کنیم ، آن را مثلاَ روی عدد یازده صفحه ی ساعت ساکن و بی حرکت می بینیم و حال آنکه یک آن هم ساکن نیست و ما حرکت آن را احساس نمی کنیم . بعد از یک ساعت آن را روی دوازده صفحه ی ساعت می بینیم و می فهمیم که حرکت می کرده و ما ساکنش می پنداشته ایم .

وقتی در هواپیما نشسته ایم مثلاً از تهران به مشهد می رویم ، هواپیما در حال حرکت است و با سرعت ما را می بََرد و راه یک ماهه را در یک ساعت طی می کند ولی ما با کمال آرامش نشسته ایم و گاه می خوابیم وگاهی می خوریم و می نوشیم و با هم بحث می کنیم و اصلاً احساس حرکت نمی کنیم ؛ یک وقت به خود می آییم که به فرودگاه مشهد رسیده ایم. کره ی زمین هم ، ما را دوش خود گرفته است و با سرعتی عجیب در فضا می چرخد و ما را با خود می چرخاند ولی ما بدون توجه به حرکت او ، خود را متوقف می پنداریم و سرگرم کارهای عادی خود می باشیم .

علم ، جلوه گاه قدرت لایزال پروردگار

در زمان های گذشته که وسایل برقی و گازی در کار نبود ، وقتی می خواستند چند قطعه آتش فراهم کنند و آب سماور را به جوش بیاورند و چای درست کنند ، چند قطعه ذغال در میان آتشگردان گذاشته و یک قطعه ذغال گداخته از آتش در وسط آنها قرار می دادند و آن را با سرعت در فضا می چرخاندند ؛ آن آتشگردان می چرخید و ذغال های سرد و سیاه را شعله ور می ساخت .  

 این کره ی زمین هم آتشگردانی است که به انگشت قدرت خدا در فضا می چرخد و قطعات سرد و افسرده ی جمادات و نباتات را در آغوش گرفته و می چرخاند. از سردی به داغی می برد و از خاک گل های سبز و زرد و سرخ و بنفش می رویاند . از تخم مرده ی یک پرنده ، بُلبُلی خوش آهنگ می پروراند . از نطفه ی کور و کر و لال آدمی ، انسانی عاقل گویا ، بینا و شنوا به وجود می آورد.

اکنون خدا می داند که این کُره ی سر و ته بسته ی زمین چه نطفه هایی در رحم دارد که باید در این فصل بهار بزاید و کوه و دشت و چمن را پر از انواع گیاهان و جانداران سازد. از هر بذری ، گیاهی تولید گردد و از هر گلی بویی و از هر مرغی آهنگی برخیزد و هم خدا داند که این سال نو آبستن به چه حوادثی سُرور آفرین یا غم انگیز می باشد. چه لب هایی باید بخندد و چه چشم هایی باید بگریند ، چه فریادهایی بلند شود و چه صداهایی خاموش گردد ، جمعی به اوج عزت برسند و جمعی به خاک ذلت نشینند .

چه  گویم از این گنبد تیز گرد                     که  هرگز   نیاساید    از    کارکرد

یکی   را همی تاج شاهی دهد                  یکی  را   به    دریا  به ماهی   دهد   

یکی  را برهنه سر و پا و دست                  نه آرام و خورد و نه جای نشست

سر  انجام هردو به خاک اندرند                 که   در  تنگنای   هلاکت  اندرند

نرسد کار به جایی که بیدارگر ما آتش جهنم باشد .

این حدیث را هم در گذشته بیان کردیم : (اغفل الناس من لم یتعظ بتغیر الدنیا من حال الی حال ) (فقیه ، جلد 4 ، صفحه ی 394)

غافل ترین مردم آن کسی است که از این همه تغیر و تحول دنیا پندی نگیرد و همچنان در خواب خرگوشی یک عمر بخورد و بخوابد و هیچ نفهمد  این تغیرات و دگرگونی ها از کجا نشات گرفته است و به کجا منتهی خواهد شد و من در این میان چه کاره ام و چه وضعی باید داشته باشم و ناگهان خود را به فرموده ی قرآن در میان آتش جهنم می بیند و فریاد می زند :

( ... رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَلِحًا غَیرَْ الَّذِى كُنَّا نَعْمَلُ‏ُ ...) (سوره ی فاطر ، آیه ی 37)

... خدایا {الان فهمیدم که عمری به خطا رفته ام }مرا از آتش نجاتم بده و به دنیایم برگردان تا کارهایی غیر آن کارها که می کردم بکنم ...  

 ولی جواب می شنود که :

(... أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا یَتَذَكَّرُ فِیهِ مَن تَذَكَّرَ وَ جَاءَكُمُ النَّذِیر...) (همان)

...آیا من در دنیا به شما آن قدر مهلت نداده ام که از جریان تحولات عالم پند بگیرید ، آیا هشدار دهنده به سوی شما نفرستادم ...

پیامبران و امامان نیامدند و فریاد بر سرتان نکشیدند و شما را از این جریان آگاه نساختند .

در شان نزول این آیه آمده است که درباره ی انسان هجده ساله است  ، یعنی یک آدم هجده ساله باید به خود بیاید و راجع به تغییر و تحولات عالم بیندیشد و بفهمد که آمد و رفت روز و شب یعنی چه و خوابیدن و بیدار شدن چه معنایی دارد و اصلاً من خودم چه هستم و از کجا آمده ام و به کجا می روم ؟ آورنده و بَرَنده ام کیست و چه هدفی از این آوردن و بردن من دارد.

این وظیفه ی یک آدم هجده ساله است ، وای بر حال آدم چهل ساله و پنجاه ساله ی در خواب غفلت غُنُوده که چه خطاب و عتاب هایی خواهد داشت ، حتماً روزی ما را در موقف حساب ، نگهمان میدارند و می گویند : ای انسان ، آخر من به تو عقل و فکر دادم که بیندیشی و بفهمی ، شصت سال و هفتاد سال تو را خواباندم و بیدارت کردم. در هر شبانه روز چند بار نمونه ای از مرگ و حیات را نشانت دادم ، به زبان پیام آورم به تو پیام فرستادم که همان طور که می خوابید می میرید و همان طور که بیدار می شوید در روز قیامت بر انگیخته می گردید ، آیا همین کافی نبود که تو را به فکر انداخته و از خواب غفلت بیدارت سازد و به گوشت طنین افکند که به خود بیا و بفهم که همان کس که تو را هر شب می خواباند و صبح بیدارت می کند همان کس یک شب تو را می خواباند و دیگر بیدارت نمی کند تا با صدای نَفخ صُور جناب اسرافیل (ع) از خواب برمی خیزی و می بینی صحرای محشر است و رستاخیز عظیم قیامت بر پا شده و در موقف حساب نگهت داشته اند.

دگرگون شدن دل ها با مشاهده ی زیبایی های دنیا

قرآن می فرماید : ( وَ نُفِخَ فىِ الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلىَ‏ رَبِّهِمْ یَنسِلُونَ(51) قَالُواْ یَاوَیْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَاذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَانُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ(52)) ( سوره ی یس ، آیات 51و52)

در صور دمیده شده است وآدمیان ازقبرها برخاسته اند و به سوی موقف حساب خدا شتابان می روند و می گویند ای وای برما ، چه کسی ما را از خوابگاهمان بر انگیخت ، آری این همان وعده ی خداوند رحمان است و فرستادگانش راست می گفتند {که از چنین چیزی خبر می دادند}.

 آیا این آیات آسمانی قرآن و رفتار و گفتار پیامبران و امامان (ع) که برای هدایت ما آمده اند نباید در ما تکانی ایجاد کرده و تحولی در شئون زندگی ما پدید آورد ؟!!

روزی رسول خدا (ص) با جمعی از اصحاب از راهی می گذشتند به گله ای از شتران عِشار رسیدند ، عِشار به شترهای ده ماهه آبستن می گویند که از امتعه ی بسیار نفیس عرب به شمار بوده است و لذا قرآن کریم در سوره ی تکویر که نمونه ای از تحولات دهشت انگیز عالم را در روز قیامت نشان می دهد که :

 ( إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ(1) وَ إِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ(2)... وَ إِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَت‏ )(سوره ی تکویر آیه ی 1 تا 4 ).

 روزی که طومار خورشید در هم پیچیده شود و ستارگان تیره و بی فروغ گردند و روزی که شتر های عِشار به حال خود رها شوند.

یعنی در آن روز ، چنان دهشت و وحشت دل ها را فرا می گیرد و آدمیان از خود بیخود می شوند که عرب مال دوست ، شترهای عِشار را هم فراموش می کند.

منظور اینکه وقتی رسول اکرم (ص) به گله ی شتران عشار رسید ، چشم از آنها برگردانید و به آنها نگاه نکرد ، آنگونه که یک مرد مسلمان از نگاه به زن نا محرم می پرهیزد و چشم ازاو بر می گرداند.

اصحاب گفتند : یا رسول الله ، این گله ی شترهای عشار است و تماشایی و دیدنی است ، شما چرا رو از آنها بر می گردانید و نگاهشان نمی کنید ؟ در جواب آنها قریب به این مضمون فرمود : نگاه کردن به زیبایی های دنیا دل را دگرگون می کند و حال غفلت از خدا در دل به وجود می آورد . این آیه ی از قرآن را هم تلاوت فرمود که خدا فرموده است :

(وَ لَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلىَ‏ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنهُْمْ زَهْرَةَ الحَْیَوةِ الدُّنْیَا... ) ( سوره ی طه  آیه ی 131 )

هرگز چشم ها ی خود را مدوز به زیبایی های زود گذر دنیا که به گروهی از کفار و منافقان داده ایم ...

یکی از همسران پیامبر(ص) پرده ای بر در اطاق آویخته بود که عکس بوته ی گلی در آن بود ، رسول اکرم (ص) به او فرمود : ( غیبیه عنی فانی اذا نظرت الیها ذکرت الدنیا و زخارفها )؛ ( مستدرک الوسائل ، جلد 12 ، صفحه ی 54 )

این {پرده ی عکس دار } را از مقابل چشم من بردار ، هر وقت چشمم به آن می افتد دنیا و زر و زیور دنیا برایم تداعی می شود .

فاصله ی رفتار ما با گفتار خدا و روش انبیاء (ع)

حال ، آن گفتار خدا و این رفتار پیامبر را با زندگی غرق در تجمل خودمان بسنجید و ببینید تفاوت راه از کجا تا به کجاست ! در عین حال ما ادعای ایمان به قرآن خدا و پیروی از رسول خدا (ص) داریم و خدا هم فرموده است :

 ( لَّقَدْ كاَنَ لَكُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة ... )  ( سوره ی احزاب ، آیه ی 21)

من رسول خودم را اسوه و الگو برای شما قرار دادم که او را بر تمام شئون زندگی خود سر مشق قرار داده و از او تبعیت نمایید.

در آیه ی دیگر هم خطاب به رسولش فرموده است :

( قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی  ...)  (سوره ی آل عمران ، آیه ی 31 )

بگو به مردم ، اگر شما خدا را دوست می دارید ، از من { که پیام آور او هستم } پیروی نمایید ...

اما کو آن دل بیدار که از این نداهای آسمانی تکان بخورد و چشم از خواب غفلت بگشاید و صحنه های پشت پرده را هم از منظر قرآن کریم مشاهده نماید و باقی مانده ِِی این عمر زود گذر را به لهو و لعب به سر نیاورد .

این شعر حکیمانه ی سعدی را هم به خاطر بسپار و گهگاه آن را با خود زمزمه کند :

غبار هوی چشم عقلت بدوخت                                 سموم هوس کشت عمرت بسوخت

ای مسلمان نمازخوان روزه بگیر حج و عمره انجام داده !

به هوش بیا که غبار هوی چشم عقلت را کور کرده و حاصل اعمال عبادی چهل پنجاه ساله ات را به آتش کشیده است ، اینک به خود بیا و از این مهلت باقی مانده ی عمر استفاده کن .

بکن سرمه ی غفلت از چشم پاک                                 که فردا شوی سرمه در چشم خاک

این بیت هم از لطافت خاصی برخوردار است ، شما یک قبر را بشکافید ، مانند حدقه ی یک چشم است و بدن مرده ی پوسیده ی گَرد شده ی در میان آن نیز همچون سرمه ای است در چشم خاک .

حال ای انسان غفلت زده ی غوطه ور گشته ی در گنداب هوی و هوس های نفسانی ، اندکی به هوش بیا و سرمه ی غفلت را از چشم دل پاک کن که به همین زودی می میری و در میان حدقه ی تنگ قبر می پوسی و سرمه ی در چشم خاک می گردی.
به راستی که در ارشاد و هدایت ما بندگان ؛ خدا هیچ سخن ناگفته ای نمانده است ؛ انبیاء و اولیای خدا علیهم السّلام و از پس آنها حُکما و علما و حتّی شعرا با بیانات گوناگون آنچه لازم بوده گفته اند و بانگ بیدار باش سر داده اند . حال اگر قصور و تقصیری هست ، در ما غفلت زدگان است و چاره ای جز این نیست که باید تکانی بخوریم و جواب لبّیک به این نداهای آسمانی داده ، قدم در صراط مستقیم عبادت خدا نهاده و به دنبال آن پیشوایان هدایت حرکت کنیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و ارزقنا توفیق الطاعة و اجتناب المعصیة و اجعلنا من المتقین و ادخلنا جنتک و اجعل خاتمة امرنا خیرا ً ؛

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

آثار پر برکت توجه به خویشاوندان

حضرت امام باقر (ع) فرمود : رسیدگی به خویشاوندان اعمال انسان را پاکیزه میگرداند و باعث رشد و ازدیاد مال و دارایی شده و موجب دفع گرفتاری و بلا میگردد و رسیدگی به حساب را در روز قیامت آسان نموده و اجل را به تاخیر می اندازد.  تحف العقول صفحه 309

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اسفند 1391    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

حاج شیخ احمد کافی در جمع هیئت نوباوگان قنات آباد

 هیئت نوباوگان قنات آباد ؛ 1-حاج اکبر ناظم 2-محمدرضا ناظم 3-حاج شیخ احمد کافی 4-حاج آقا مناقبی 5-میرزا علی آقا ارباب 6-حاج حسین قهوه چی

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 اسفند 1391    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

حضرت حجت الاسلام شهید شیخ احمد کافی (ره)

 

 حضرت حجت الاسلام شهید شیخ احمد کافی (ره) ، حضرت آیت الله سید نصرالله صدرالعلماء همدانی ، حضرت آیت الله شهید سید اسدالله مدنی (ره)

نوشته شده در تاریخ جمعه 18 اسفند 1391    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

روایت شده چون هنگام وفات فاطمه (علیها سلام ) فرا رسید ، گریه میکرد ، امیرالمومنین (ع) فرمود : چرا گریه میکنی ؟ گفت : می گریم برای رنجها و اذیتهایی که پس از من می بینی ، امیرالمومنین (ع) فرمود : گریه مکن ، به خدا قسم این سختیها در راه خداوند برای من کوچک است.  انوارالبهیة ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 41

با استفاده از لینک زیر سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) را با موضوعات      { شرفیابی علامه بحرالعلوم خدمت حضرت مهدی (عج) ؛ قرائت حدیث کساء توسط مرحوم کافی (ره) ، روضه حضرت زهرا (س) ، شعر دسته جمعی ( ما در دو جهان ، فاطمه جان ، دل به تو بستیم محبان تو هستیم ....... ) را دانلود بفرمایید :

دانلود

دانلود شعر دسته جمعی ما در دو جهان ، فاطمه جان ، دل به تو بستیم ، محبان تو هستیم { مرحوم شیخ احمد کافی (ره) }

چهار عملی که رسول الله (ص) به حضرت فاطمه (س) آموخت

از حضرت زهرا (علیهاالسلام) روایت است که حضرت رسول (ص) بر من وارد شد در وقتی که رختخواب خود را پهن کرده بودم و می خواستم بخوابم ، حضرت فرمود : ای فاطمه مخواب مگر بعد از آنکه چهار عمل بجا آوری ، ختم قرآن کنی ، و پیغمبران را شفیعان خود گردانی ، و مومنین را از خود خوشنود گردانی و حج و عمره انجام بدهی. حضرت رسول (ص) این را فرمود و مشغول نماز شد ، من توقف کردم تا نماز خود را تمام کرد ، گفتم یا رسول الله (ص) امر فرمودی به چهار چیزی که من قدرت ندارم در این وقت آنها را بجا آورم ، آنحضرت (ع) تبسم کرد و فرمود : هرگاه بخوانی سوره توحید ( قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد را ) سه مرتبه پس گویا ختم قرآن کردی و هرگاه صلوات بفرستی بر من و پیغمبران پیش از من ما شفیعان تو خواهیم بود در روز قیامت و هرگاه استغفار کنی از برای مومنین پس تمامی ایشان از تو خشنود شوند و هرگاه بگویی (( سُبْحانَ الِلَّهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَاللَّهُ اَكْبَرُ )) پس گویا حج و عمره انجام داده ای.   منتهی الآمال ( حاج شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 162 

نوشته شده در تاریخ جمعه 11 اسفند 1391    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

آیا از شیعیانم ؟!!!!


مردى به همسرش گفت : برو خدمت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از او بپرس آیا من از شیعیان شما هستم یا نه ؟
آن زن خدمت حضرت زهرا علیهاالسلام رسید و مطلب را پرسید. حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود:
- به همسرت بگو اگر آنچه را كه دستور داده ایم بجا مى آورى و از آنچه كه نهى نموده ایم دورى مى جویى از شیعیان ما هستى وگر نه شیعه ما نیستى .
زن به منزل برگشت و فرمایش حضرت زهرا علیهاالسلام را براى همسرش ‍ نقل كرد. مرد با شنیدن جواب حضرت سخت ناراحت شد و فریاد كشید:
- واى بر من ! چگونه ممكن است انسان به گناه و خطا آلوده نباشد؟
بنابراین من همیشه در آتش جهنم خواهم سوخت ، زیرا هركس از شیعیان ایشان نباشد همیشه در جهنم خواهد بود.
زن بار دیگر محضر فاطمه علیهاالسلام رسید و ناراحتى و سخنان همسرش ‍ را نزد آن حضرت بازگو نمود.
حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود:
- به همسرت بگو؛ آن طور كه فكر مى كنى نیست . چه اینكه شیعیان ما بهترین هاى اهل بهشتند ولى هركس ما را و دوستان ما را دوست بدارد دشمن دشمنان باشد و نیز دل و زبان او تسلیم ما شود، ولى در عمل با اوامر و نواهى ما مخالفت كرده ، مرتكب گناه شود، گرچه از شیعیان واقعى ما نیست اما در عین حال او نیز در بهشت خواهد بود، منتهى پس از پاك شدن گناه .
آرى ! به این طریق است كه به گرفتاریهاى (دنیوى ) و یا به شكنجه مشكلات صحنه قیامت و یا سرانجام در طبقه اول دوزخ كیفر دیده ، پس از پاك شدن از آلودگیهاى گناه به خاطر ما از جهنم نجات یافته ، در بهشت و در جوار رحمت ما منزل مى گیرد. بحارالانوار جلد 68 صفحه 155.

 

نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اسفند 1391    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

با استفاده از لینک سخنرانی مرحوم کافی (ه) با موضوعات { اشعار در مدح وجود مقدس حضرت صاحب الزمان (عج) ، تشرف مقدس اردبیلی خدمت حضرت مهدی (عج) ، اشعار در فضائل مولا امیرالمومنین علی (ع) ، مخفی بودن قبر مقدس آقا امیرالمومنین علی (ع) تا زمان هارون الرشید ، تبلیغات معاویه بر علیه آقا امیرالمومنین (ع) ، مظلومیت امام علی (ع) ؛ نقل سخنان علامه امینی (ره) درباره مظلومیت آقا امیرالمومنین (ع) ، روضه وداع  } دانلود بفرمایید :

دانلود

نوشته شده در تاریخ جمعه 27 بهمن 1391    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^