تبلیغات
شهید شیخ احمد کافی رضوان الله تعالی علیه

ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

بسم الله الرحمن الرحیم

بیستم جمادی الثانی ولادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) بر عموم شیعیان مبارک باد.

حضرت فاطمه (س) : هرکه خالص ترین عبادت خود را به سوی خداوند بالا بفرستد ، خداوند متعال نیز برترین و بهترین مصلحت و تقدیرش را برای او پایین می فرستد.{ صحیفه فاطمیه صفحه 148  ، عدّة الداعی صفحه 233 }

رسول خدا (ص) فرمودند : اگر خداوند متعال فاطمه (س) را برای حضرت علی (ع) خلق نکرده بود ، هیچ کفو و مانندی برای علی در روی زمین یافت نمی شد چه از آدم و چه از غیر آدم. { صحیفه فاطمیه صفحه 38 ، امالی صدوق صفحه 592 }

با استفاده از لینک زیر سخنرانی شهید شیخ احمد کافی (ره) با موضوعات : { احترام به مادر ؛ حقوق پدر و مادر ؛ حقوق فرزندان ؛ اویس قرنی و احترام به مادر ، مقام اویس قرنی از زبان پیامبر اکرم (ص) ، پیغمبر اکرم (ص) می فرمایند : فردای قیامت خداوند سه دسته را بی حساب به جهنم می برد : 1- دسته اول نمامها و سخن چینها ؛ دسته دوم : اشمت زان ، اشمت اسم آن کسی است که موی سفید توی سر و صورتش پیدا شده باشه و در عین حال بره زنا بکنه اگر خدای نکرده بی توبه بمیرد خدا بی حساب می بردش جهنم ؛ دسته سوم : آق والدین ، کسی که پدر و مادر ازش راضی نباشند ؛ عابد و اثر نفرین مادر } را دانلود بفرمایید :

دانلود

با استفاده از لینک زیر سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) را با موضوعات {شرفیابی علامه بحرالعلوم خدمت حضرت مهدی (عج) ؛ قرائت حدیث کساء توسط مرحوم کافی (ره) ، شعر دسته جمعی ( ما در دو جهان ، فاطمه جان ، دل به تو بستیم محبان تو هستیم ....... ) را دانلود بفرمایید :

دانلود

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 فروردین 1395    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

روایت شده چون هنگام وفات فاطمه (علیها سلام) فرا رسید ، گریه میکرد ، امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود : چرا گریه میکنی ؟ گفت : می گریم برای رنجها و اذیتهایی که پس از من می بینی ، امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود : گریه مکن ، به خدا قسم این سختیها در راه خداوند برای من کوچک است.  انوارالبهیة ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 41

حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمودند : سه چیز از دنیای شما برای من دوست داشتنی است : 1-تلاوت قرآن 2-نگاه بر چهره مبارک رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) 3-انفاق در راه خدا.     نهج الحیاة صفحه 276

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) : هرکه خالص ترین عبادت خود را به سوی خداوند بالا بفرستد ، خداوند متعال نیز برترین و بهترین مصلحت و تقدیرش را برای او پایین می فرستد. صحیفه فاطمیه صفحه 148  ، عدّة الداعی صفحه 233 

      به مناسبت ایام شهادت مظلومانه حضرت فاطمه (علیها السلام ) سخنرانی مرحوم شهید حاج شیخ احمد کافی (ره) با مداحی مرحوم حاج محمد علامه را از لینک زیر با موضوعات { حدیث از مولا امیر المومنین علی ابن ابی طالب (علیه السلام) : قوام دین به واسطه چهار دسته از مردم است ....... ، خاطره مرحوم کافی از سفر به افغانستان و منبر رفتن در کابل ، هرات و قندهار ؛ پیشگویی امیرالمومنین (علیه السلام) در خصوص نحوه به شهادت رسیدن میثم تمار ، خاطره از تشرف به قبرستان بقیع ، روضه حضرت فاطمه سلام الله علیها  } را دانلود بفرمایید :     

دانلود

 

    حاج محمد علامه (ره)  

 

با استفاده از لینک زیر سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) را با موضوعات      { شرفیابی علامه بحرالعلوم خدمت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ؛ قرائت حدیث کساء توسط مرحوم کافی (ره) ، روضه حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، شعر دسته جمعی ( ما در دو جهان ، فاطمه جان ، دل به تو بستیم محبان تو هستیم ....... ) را دانلود بفرمایید :

دانلود

دانلود شعر دسته جمعی ما در دو جهان ، فاطمه جان ، دل به تو بستیم ، محبان تو هستیم { مرحوم شیخ احمد کافی (ره) }

 

دانلود سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) { موضوع سخنرانی : تشرف شیخ حسین آل رحیم نجفی به محضر مقدس قلب عالم امکان حضرت اباصالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، روضه حضرت زهرا (سلام الله علیها) .... }

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 بهمن 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

روایات حضرت عبدالعظیم(علیه السلام)

پاداش زیارت سَرور شهیدان‏

كامل الزیارات : حدّثنى أبى ، عن سعد بن عبد اللَّه وعبد اللَّه بن جعفر الحمیرى ، عن أحمد بن محمّد بن خالد البرقى ، عن أبیه ، عن عبد العظیم بن عبد اللَّه بن الحسن ، عن الحسن بن الحكم النخعى ، عن أبى حمّاد الأعرابى ، عن سدیر الصیرفى ، قال : كُنّا عِندَ أبى جَعفَرٍ علیه السلام فَذَكَرَ فَتَىً قَبرَ الحُسَینِ علیه السلام ، فَقالَ لَهُ أبو جَعفَرٍ علیه السلام : ما أتاهُ عَبدٌ فَخَطا خُطوَةً إلّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً، وحَطَّ عَنهُ سَیِّئَةً. كامل الزیارات : ص ۲۵۶ ح ۳۸۴ ، بحار الأنوار : ج ۹۸ ص ۲۵ ح ۲۵  

حضرت عبد العظیم علیه السلام - به سند خود - : سَدیر صَیرَفى گوید : نزد امام باقر علیه السلام بودیم كه جوانى از قبر امام حسین علیه السلام یاد كرد . امام علیه السلام فرمود : «هیچ بنده ‏اى در راه [زیارت قبر حسین علیه السلام ]گام برنمی ‏دارد ، مگر این كه خداوند براى او حسنه ‏اى می ‏نویسد و از وى گناهى پاك می ‏كند» .

برگرفته از کتاب حکمت نامه حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام) ؛ ( محمدی ری شهری ) ، صفحه 84


فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام‏


الأمالى للصدوق : حدّثنا الشیخ الجلیل أبو جعفر محمّد بن علیّ بن الحسین بن موسى بن بابویه القمیّ ، قالَ : حدّثنا علیّ بن أحمد بن موسى الدّقاق ، قال : حدّثنا محمّد بن أبى عبد اللَّه الكوفی ، قال : حدّثنا أبو سعید سهل بن أبى زیاد الآدمى الرازى ، قال : حدّثنى عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنى ، قال : سَمِعتُ مُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ الرِّضا علیه السلام یَقولُ : ما زارَ أبی علیه السلام أحَدٌ فَأصابَهُ أذىً مِن مَطَرٍ أو بَردٍ أو حَرٍّ إلّا حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ . الأمالى ، صدوق : ص ۷۵۲ ح ۱۰۱۰ ، بحار الأنوار : ج ۹۹ ص ۳۶ ح ۲۱


حضرت عبد العظیم علیه السلام: از امام جواد علیه السلام شنیدم كه می ‏فرمود : «هركس پدرم را زیارت كند و در راه زیارت او، آزارى از ناحیه باران و یا سردى و گرمى به وى برسد ، خداوند، بدن او را بر آتش حرام خواهد نمود» .

عیون أخبار الرضا علیه السلام : حدّثنا محمّد بن علیّ ماجیلویه ، قال : حدّثنا علیّ بن إبراهیم بن هاشم ، عن أبیه ، عن عبد العظیم بن عبد اللَّه الحسنى ، عن أبى جعفر محمّد بن علیّ الرضا علیه السلام ، قال : ضَمِنتُ لِمَن زارَ أبى علیه السلام بِطوسٍ عارِفاً بِحَقِّهِ الجَنَّةَ عَلَى اللَّهِ تَعالى‏.عیون أخبار الرضا علیه السلام : ج ۲ ص ۲۵۶ ح ۷ ، بحار الأنوار : ج ۹۹ ص ۳۷ ح ۲۶


حضرت عبد العظیم علیه السلام : امام جواد علیه السلام فرمود : «كسى كه پدرم را در طوس زیارت كند و عارف به حقّ او باشد [یعنى او را امام مفترض الطاعه بداند و ملزم به اجراى دستورات وى باشد] ، من براى او بهشت را ضمانت می ‏كنم» .

برگرفته از کتاب حکمت نامه حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام) ؛ ( محمدی ری شهری ) ، صفحه 88

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 دی 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

چهارم ربیع الثانی ولادت با سعادت حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.


تاریخ تولّد و وفات‏ حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام)

عظمتِ علمى‏ حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام)

تألیفات‏ حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام)

روایات حضرت عبدالعظیم(علیه السلام)

عظمت معنوى‏ حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام) {فضیلت زیارت آن حضرت (علیه السلام) }

سبب وفات‏ حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام)

مدفن حضرت عبدالعظیم علیه السلام با اشاره پیامبر گرامی اسلام صلى اللَّه علیه و آله‏ و سلم

 

 

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به عنوان یكی از محدثین مشهور، روایات متعددی را از معصومین(علیهم السلام) نقل نموده است.
در این مقال به ذكر برخی از احادیث مذكور می پردازیم .

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام با چند واسطه از قول اسباط گوید: در خدمت حضرت امام صادق علیه السّلام بودم . مردی از وی درباره آیه شریفه ( ان فی ذالك لایات للمتوسمین ..و انها لسبیل مقیم ) سوال می كرد ، راوی گفت: حضرت بدو فرمودند : مقصود از متوسمین ما هستیم و سبیل مقیم نیز راهی است كه ما آن را بپا داشته ایم ، یعنی باید از طریق ما بروند تا به سر منزل مقصود برسند .

 حضرت عبدالعظیم علیه السّلام از امام رضا علیه السّلام روایت کرده که آن جناب فرمود: سلام مرا به دوستانم برسان و به آنها بگو در دلهای خود از برای شیطان راهی باز نکنند و آنها را امر کن به راستگوئی در گفتار و ادائ امانت و این عمل آنها موجب نزدیکی به من می شود.

حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام از حضرت جواد علیه السّلام ، ایشان از پدرش و او از جدش روایت کرده که فرمود : از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم می فرمود:سرپیچی از فرمان و دستورات پدر و مادر از گناهان بزرگ است زیرا خداوند ( عاق) را ستمگر و بدبخت معرفی فرموده و او را به سخت ترین عذابها وعده داده است.

حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام فرمود: به حضرت جواد علیه السّلام عرض کردم ، از پدرانت برای من حدیثی روایت فرما ، حضرت فرمود ، پدرم از جدش و او از پدرانش از حضرت امیر المومنین علیه السّلام روایت کرده که فرمود: شما هرگز نمی توانید مردم را بوسیله ثروت و مالی که در دست دارید به خود متوجه سازید ، بلکه آنان را بوسیله اخلاق و روش صحیح به خود نزدیک کنید. گوید عرض نمودم بیشتر بیان نمائید ، فرمودند : بد توشه ای است برای روز قیامت دشمنی کردن با بندگان خدا....

حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام فرمود ، از حضرت ابوالحسن هادی علیه السّلام شنیدم می فرمود : مقصود از( رجیم ) از رحمت و آمرزش دور شدن ، و از درگاه خداوند رانده شدن میباشد ( و او شیطان است) و هیچ مومنی اورا به یاد نمی آورد مگر با لعن و نفرت.

حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از حضرت امام جواد علیه السّلام  واواز پدرانش علیهم السّلام  وآنها از حضرت امام سجّاد علیه السّلام  روایت فرمودند که : روزی سلمان فارسی ، ابوذر غفاری را به خانه خود میهمان کرد و از میان انبان ( کیسه ) ، تکّه نان ِخشکی بیرون کشید وقدری آب برآن پاشید. ابوذرگفت : چقدر خوب می شد که همراهِ نان ، قدری نمک هم بود !سلمان برخاست و رفت و ظرف آب خود را گرو گذاشت و مقداری نمک تهیّه کرد وآن را در مقابل ابوذر گذارد ، ابوذر از آن نمک به آن نان می پاشید و میل می کرد و می گفت : خداوند را سپاسگزارم که ما را تا این اندازه قناعت روزی فرموده : سلمان گفت : « اگر قناعت در کار بود ، ظرف آب به گِرو نمی رفت » .

حضرت عبدالعظیم علیه السّلاممی فرماید:روزی به خدمت حضرت امام محمد تقیعلیه السّلام رسیدم و این گفتار دلنشین را از امام شنیدم که فرمود :ملاقاه الاخوان نشره و تلقیح للعقل و ان کان نظرا قلیلا دیدار دوستان آرامش و سلامت عقل را در پی دارد ، اگر چه دیداری کوتاه باشد .

روزی حضرت امام رضا علیه السّلام رو به حضرت عبدالعظیم علیه السّلام فرمود وچند توصیۀ راهگشای اخلاقی به او آموخت تا به شیعیان و یاران ابلاغ کند . متن فرمایش چنین بود : ای عبدالعظیم ، سلام مرا به دوستان برسان و به آنها بگو :
* شیطان را به دلهای خویش راه ندهند .
* درگفتار خویش ، راستگو باشند و امانت را ادا کنند.
* از جدال و نزاع بیهوده ای که سودی برایشان ندارد دوری کنند و خاموشی را پیشه خود سازند .
* به همدیگر روی آورند و به دیداروملاقات هم بروند « فان ذلک قربه الیَّ» زیرا اینکار موجب نزدیکی به من است .
* آنان خود را به دشمنی و بدگویی با یکدیگر مشغول نسازند ، زیرا با خود عهد کرده ام که اگر کسی چنین کاری انجام دهد و دوستی از دوستانم را ناراحت کند یا به خشم آورد ، خداوند را بخوانم تا او را دردنیا با شدیدترین عذابها مجازات کند و درآن سرا نیز از زیانکاران خواهد بود.
* به ایشان بگو : همانا پروردگار نیکوکارانشان را آمرزیده و ازخطای گنهکارانشان درگذشته است ، مگرکسانی که به خدا شرک ورزیده یا دوستی از دوستانم را آزرده ، یا کینه آنها را با دل بگیرد . بدرستی که خداوند او را نخواهد بخشید تا آنکه از کردار ناشایست خویش دست بکشد ، هر گاه از این اعمال نادرست دوری گزیند ، آمرزش خدا را شامل خود گردانیده است وگرنه ، روح ایمان از قلبش بیرون رفته و ازولایت ماخارج گشته است و بهره ای از ولایت ما نخواهد برد « و اعوذبک من ذلک »

روزی حضرت عبدالعظیم علیه السّلام از حضرت امام هادی علیه السّلام شنید که فرمود : همانا پروردگار ، ابراهیم را دوست خود گرفت، زیرا که او برحضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم و اهل بیتش علیهم السّلام بسیار صلوات می فرستاد.

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام می فرماید : روزی درمحضر مبارک امام جواد علیه السّلام بودم . عرض کردم : ای فرزند رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم حدیثی از پدران بزرگوارت علیهم السّلام برای من روایت فرمائید . حضرت امام جواد علیه السّلام فرمود : پدرم علیه السّلام از جدّم علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام و آنان از حضرت امیرمؤمنان علیه السّلام روایت کرده اند که فرمود :
*هر کس خود را بی نیاز بداند ( در امور مهم بدون مشورت عمل کند ) خود را درخطر افکنده است.
*هر کس در دام خودبینی افتاد ، نابود خواهد شد.
*هر کس یقین کند آنچه را می دهد عوض دارد هرگز در بخشش و احسان کوتاهی نخواهد کرد.

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام روایت فرماید که حضرت امام جواد علیه السّلام فرمود : که وجود مقّدس حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب علیه السّلام فرمود :ارزش هر کس به اندازه اعمال نیکوی اوست .

حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام به محمّد بن مسلم فرمود :مردم تو را گول نزنند ، زیرا که مسئولّیت کارهای تو ، به خودت متوجّه است و به آنها ارتباط ندارد ، ایّام عمرت را به کارهای بیهوده نگذران ، روزهای زندگی را به چون و چرا به هدرمده ، زیرا همراه تو کسانی هستند که کارهای روزانۀ تو را محاسبه و یادداشت می کنند . اگر عمل نیکی را انجام دادی ، گرچه کوچک باشد ، حقیر مشمار ، برای اینکه آن را خواهی دید در جایی که تو را خشنود سازد ، و اگر کار بدی انجام دادی ، آن را نیز کوچک مشمار زیرا که به تو خواهد رسید در هنگامی که تورا بدحال سازد ، و نیکی کن ، بدرستی که من چیزی را ندیدم که انسان ر ا از زودتر به مقصد رساند از عمل خوبِ تازه ای که در مقابل گناه کهنه ای انجام دهد .

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام روایت فرماید که روزی به وجود مقدّس حضرت امام جواد علیه السّلام عرض کردم : ای فرزند رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم حدیثی از پدران بزرگوارت علیهم السلام برای من روایت فرمائید . حضرت امام جواد علیه السّلاماز قول پدر وجّد و از وجود مقدّس حضرت امیر المومنین علیهم السّلام روایت فرمود که :
المرء مخبوءٌ تحت لسانه.
دانش و شخصیت هر کس در زیر زبانش مخفی است .
ما هلک امرء عرف قدره.
هر کس قدر خود را بشناسد ، هلاک نمی شود .
التّدبیر قبل العمل یومنک من النّدم
تدبیر و اندیشیدن پیش از انجام هر کار ، تو را از پشیمانی نگه می دارد .

 

عرض دین حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام )

از جمله شخصیت‌های بزرگی که دین خود را بر امام زمان خود عرض نمود، ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن الحسن بن زید بن السبط الاکبر الامام ابی محمد الحسن المجتبی -علیه ‌الصلاة و السلام- است.
این بزرگوار یکی از اعاظم ذریه‌ی رسول و فرزندان مرتضی و بتول - صلوات الله علیهم اجمعین - و از شخصیت ها و معاریف علمای اهل بیت و بزرگان صحابه‌ی حضرت جواد و حضرت هادی علیهماالسلام و محارم اسرار ائمه علیهم‌ السلام است و علی الظاهر چون با حضرت رضا علیه‌السلام در سلسله‌ی نسب به حضرت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام در یک طبقه بوده است- چنان که برخی از علما رجال فرموده اند- از اصحاب آن حضرت نیز بوده است. و اگر چه برحسب روایتی که خواهیم آورد، عصر امامت امام عسکری علیه‌السلام را درک نکرده است، ولی احتمال اینکه درک خدمت آن حضرت را کرده باشد قوی است و اما روایتی که دلالت دارد بر فضل زیارت حضرت عبدالعظیم و وفات او در عصر امامت امام هادی علیه‌السلام روایتی است که صدوق در ثواب الاعمال از شخصی که خدمت حضرت هادی علیه‌السلام شرفیاب شد. امام علیه‌السلام از او پرسید:
«أَینَ کُنْتَ؟»
کجا بودی؟
جواب داد:
«زُرْتُ الحسینَ علیه‌السلام»
حسین علیه‌ السلام را زیارت کرده ام (یعنی به زیارت او بودم).
حضرت هادی علیه‌السلام فرمود:
«أَمّاإِنَّکَ لَوْ زُرْتَ قَبْرَ عَبْدِالْعَظیمِ عِنْدَکُمْ لَکُنْتَ کَمَنْ زارَ الْحُسَین بنَ عَلی علیه‌السلام»[ثواب الاعمال، ص 99، کامل الزیارات، باب 107، 537]
آگاه باش! اگر قبر عبدالعظیم را زیارت کرده بودی، که نزد شما است، هر آینه مثل کسی بودی که حسین بن علی علیه‌السلام را زیارت کرده باشد.

از جمله روایاتی که بر فضل و علم این شریف بزرگوار دلالت دارد، روایتی
است منقول از حضرت هادی علیه‌السلام که به یکی از شیعیان ری می فرماید:
«إِذا أَشْکَلَ عَلَیکَ شَی‌ءٌ مِنْ أَمْرِ دِینِکَ بِناحِیتِکَ فَسَلْ عَنْهُ عَبْدَ الْعَظیمِ بْنِ عبدِاللّهِ الحَسَنی و اقْرَأْهُ مِنّی السَّلامَ»[مستدرک الوسائل، کتاب صفات القاضی ...- باب حکم التوقف و الاحتیاط فی القضاء و الفتوی و العمل 17/ 321 ح 32 ش 21470]
هرگاه چیزی از امر دین تو بر تو مشکل شد، در ناحیه‌ی خودت در مورد آن از عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی سؤال کن و از من به او سلام برسان.
از اینکه چنین شخصیتی در مقام عرض دین خود برآمده است، اهمیت تصحیح عقاید، اعم از آنچه واجب الاعتقاد یا فراتر و بیشتر از آن است، معلوم می شود.
امور واجب الاعتقاد اموری است که برحسب ارشادات کتاب و سنت، همه باید به آنها به مفهوم و تعریفی که از کتاب و سنّت برای آنها شده، معتقد باشند تا اطلاق مسلم و مؤمن بر آنها صحیح باشد.
و آنچه فراتر و گسترده تر از این امور است که عدم التفات و عدم اعتقاد به آنها مضر به اسلام و ایمان نیست، اعتقاد به آنها به عنوان یک امر دینی و مربوط به دین نیز باید با دلیل معتبر از کتاب و سنت اخذ شده باشد؛ چنان که عدم اعتقاد به آنها با وجود دلیل کافی از کتاب و سنت و التفات به آن دلیل، عدم ایمان به نبوت است.

بنابراین هر کسی باید مطابق بودن عقاید خود با کتاب و سنت را احراز
نماید، به این ترتیب که :
اولًا: آنچه که به حکم شرع، اعتقاد سلبی یا ایجابی به آن واجب است را بشناسد.
ثانیاً: مطابق بودن عقاید خود با آن را احراز کند.
ثالثاً: در مسائل دیگر که به معنایی که گفته شد اعتقاد به آنها واجب نیست نیز اعتقاد خود را بر کتاب و سنت عرضه نماید.
رابعاً: کتاب و سنت را بر عقاید خود، بدون قرینه‌ی عقلیه یا شرعیه که برای عرف روشن باشد و نزد همه قرینیت داشته باشد، حمل ننماید.
اگر کسی بخواهد در معرض خطر ضلالت و گمراهی قرار نگیرد، باید با این برنامه، به خداپسند بودن عقاید خود اطمینان کامل حاصل نماید و ماوراء این دو منبع؛ یعنی کتاب و سنت، راهی برای تضمین از وقوع در خطر ضلالت و بدعت وجود ندارد.
در موقفی که بزرگواری مثل حضرت عبدالعظیم حسنی علیه ‌السلام با آن همه علم و آگاهی از کتاب، سنت و تألیف کتاب خطب امیرالمؤمنین علیه‌السلام و با عقایدی که صد درصد و به یقین جزمی و قطعی به آنها معتقد بوده است، باز لازم می داند که این عقاید را حضور مبارک امام عرضه بدارد تا از امام علیه ‌السلام تصدیق و امضای صحت آنها را دریافت نماید، دیگران و به خصوص امثال این حقیر به طریق اولی باید به عرض دین خود مبادرت کنند و برای اطمینان بیشتر و نه فقط به یک نفر بلکه به اشخاص متعدد از رجال عالم به قرآن، حدیث و معارف اهل بیت علیهم‌ السلام و آنهایی که علمشان را از آن بزرگواران گرفته‌اند، عرضه بدارند.
در این میدان باید با کمال تواضع و فروتنی کالای عقیدتی خود را به عرض خبرگان مورد اعتقاد و عالم به صحیح و ناصحیح و کامل و ناقص آن برسانیم.

درس‌های اخلاقی از عرض دین حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام

نکته‌ی ادبی و اخلاقی که باید از حکایت عرض دین این سید شریف جلیل حسنی آموخت، پرهیز از غرور به علم و مقام علمی است، مبادا که انسان به علم خود و به چند کلمه اصطلاح مغرور شود. غرور یکی از آفات بزرگ درخت انسانیت و موانع رشد، ترقّی و نیل به کمالات است، اما در میان انواع آن، غرور به علم و غرور به عقل و فهم از همه خطرناک تر است.
از این رو بزرگان و پرورش یافتگان مکتب وحی و مدرسه‌ی تربیت اهل بیت علیهم‌السلام و افراد ساخته شده و به انسانیت رسیده، هر چه علم و درکشان بیشتر می شود، خضوع علمی، شکستگی نفسانی و تواضعشان در برابر بزرگان و اساتید زیادتر می گردد، و در ابدای نظر پیرامون مسائل، حدّت و تندی ندارند، و به اصطلاح فقها، تسرع در فتوا نمی نمایند. اینان می فهمند که رفع هر جهلی موجب التفات به جهل ها و مجهولات بیشتر و دریافت پاسخ به هر پرسشی برایشان منبع پرسش ها و سؤالات زیادتر است.
بنابراین اگر از یک شخص کم اطلاع، در مورد شناخت انسان، حیوان، درخت، خورشید، ماه یا حقیقت حیات و چیزهای دیگر پرسیده شود، بی تأمل ادعای شناخت می نماید، امّا اگر از یک عالم یا دانشمندی که عمرش را در رشته های مختلف علوم صرف کرده باشد بپرسند: آیا بالاخره این اشیا و این مظاهر قدرت باری تعالی و خودش یا همه کوشش هایش را شناخته است، جواب خواهد داد: متأسفانه هنوز این اشیا ناشناخته مانده اند، و همین درک، دلیل اوج شناخت و بینش وسیع او است؛ شناختی که آن شخصِ اول، از آن محروم است و برای اینکه این شناخت را دارد کمال است.
حضرت عبدالعظیم با وجود بهره‌مندی از چنین درک و شناختی، متواضعانه در برابر امام زمان خود زانو بر زمین نهاده و دینش را عرضه می دارد.

نکته‌ی دیگر

ادب و صفت ممتاز و ارزشمند دیگری که در جریان این عرض دین از حضرت عبدالعظیم ظاهر می شود، تسلیم بی چون و چرای آن شخصیت والا در مقابل مقام ولایت و حجت خداست که باید از آن درس آموخت و در مقام پذیرش حق و اعتراف به حق دیگران بدون هیچ سربزرگی و نخوتی باید حق گزاری کرد که شعبه ای از «انصاف الناس من نفسک»[وسائل الشیعه، کتاب الجهاد- باب وجوب اجتناب المحارم- ح 20437/ 11- 15/ 255] است و یکی از سه عملی است که در بین اعمال جلیله و فضایل ممتازه سخت ترین اعمال می‌ باشد؛ یعنی هر کسی مرد عرض اندام در میدان این مسابقه نیست و کُمِیت بیشتر افراد در آن لنگ و ناتوان است.
حضرت عبدالعظیم در سلسله‌ی نسب و انتساب به امامین همامین حسنین علیهما السلام به دو واسطه از امام علی نقی علیه‌السلام نزدیک ‌تر است؛ زیرا حضرت امام علی نقی علیه ‌السلام در نسب به شش واسطه به حضرت سیدالشهداء امام حسین علیه‌السلام می رسد و در عمود نسب، هفتمین فرزند حضرت و هشتمین فرزند حضرت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام محسوب می شود. اما نسب حضرت عبدالعظیم به چهار واسطه به حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام می رسد که در عمود و نسب پنجمین فرزند حضرت مجتبی علیه‌السلام و ششمین فرزند امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهماالسلام است. با این وجود این سید عظیم الشأن جلیل القدر در برابر حجت خدا و صاحب ولایت امر چنین متواضعانه رفتار می نماید که همین ادب و حفظ احترام امام و عرض دین از شخصی مثل او به حضرت هادی علیه‌السلام دلیل باهر و روشنی بر کمال معرفت، جلالت قدر و عقیده‌ی محکم او به ولایت و امامت آن حضرت می ‌باشد که اگر چه در سلسله‌ی شرف نسب به پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلام الله علیهم از امام هادی علیه‌السلام نزدیک تر است، اما با معرفتی که دارد می داند در برابر مقام ولایت و امامت و حجت خدا هر که باشد و هر چه داشته باشد محو است، و ایمان به ولایت اقتضا دارد که تا آنجا که در توان دارد شرط ادب و اطاعت از ولی خدا را رعایت نموده و عرض وجودی نکند و زبان حالش این باشد:
                          ((با وجودت ز من آواز نیاید که منم ))

از حضرت علی بن جعفر علیه ‌السلام نیز که از مشاهیر بزرگان، اعاظم علما، محدثین اهل بیت و صاحب تألیفات و آثار مهم است، نیز نظیر همین ادب، تواضع و تسلیم نسبت به حضرت ابوجعفر امام محمد تقی علیه‌السلام روایت شده است؛ با اینکه علی بن جعفر عموی بزرگ آن حضرت؛ یعنی عموی پدر امام محمد تقی علیه‌السلام بود و نسبش به سه واسطه به امام حسین علیه‌السلام می رسید و نسب امام جواد علیه‌السلام به پنج واسطه به حضرت امام حسین علیه‌السلام می رسد و ایشان سالمَند ولی حضرت جواد علیه‌السلام نوسال و نوجوان بودند، با این وجود بدان طریق، صاحب مقام ولایت، امام جواد علیه‌السلام را تعظیم نموده و دست ایشان را می بوسید.

برگرفته از کتاب شرح حدیث عرض دین حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) از تالیفات مرجع گرانقدر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی

برای خواندن متن کامل کتاب شرح حدیث عرض دین اینجا و برای دانلود نسخه pdf کتاب مذکور اینجا را کلیک فرمایید.


1- صاحب بن عباد در رساله خود گفته : ابوحماد رازی گوید : خدمت حضرت هادی علیه السّلام رسیدم و از آن جناب مسائلی پرسیدم ، هنگامیکه اراده کردم از محضر مقدّسش بیرون شوم فرمود : هرگاه مشکلاتی برایت پیش آمد کرد، آنها را از عبدالعظیم حسنی بپرس ، و سلام مرا هم به او برسان .

2- در امالی « صدوق» در ضمن حدیث « عرض دین» آمده وقتیکه حضرت عبدالعظیم خدمت امام هادی علیه السّلام مشرّف شد و عقائد خود را اظهار نمود ، امام فرمود : تو از دوستان حقیقی ما هستی .

3- ابونصر بخاری ضمن حالات فرزندان امام مجتبی علیه السّلام از ابوعلی محمّد بن همام از حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام روایت کرده که در نزد آن جناب از عبدالعظیم حسنی صحبت بمیان آمد ، فرمود : اگر عبدالعظیم نبود میگفتیم علی بن حسن بن زیدبن حسن فرزندی از خود باقی نگذاشته .

4- ابن قولویه در کامل الزّیارات (باب 107 صفحه 324 )از علیّ ابن حسین ابن موسی بن بابویه و او از محمّد ابن یحیی اشعری عطار قمی روایت کرده یکی از اهالی ری گفت بر حضرت ابوالحسن العسکری امام هادی علیه السّلام وارد شدم آن جناب از من پرسید کجا بودی؟ عرض کردم به زیارت سیّد الشهدا علیه السّلام رفته بودم آن حضرت فرمود بدان و آگاه باش اگر قبر عبدالعظیم حسنی علیه السّلام را که در نزد شماست زیارت کرده بودی مثل آنست که حضرت حسین ابن علی را در کربلا زیارت کرده باشی.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 دی 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

چهارم ربیع الثانی ولادت با سعادت حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.


تاریخ تولّد و وفات‏ حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام)

عظمتِ علمى‏ حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام)

تألیفات‏ حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام)

روایات حضرت عبدالعظیم(علیه السلام)

عظمت معنوى‏ حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام) {فضیلت زیارت آن حضرت (علیه السلام) }

سبب وفات‏ حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام)

مدفن حضرت عبدالعظیم علیه السلام با اشاره پیامبر گرامی اسلام صلى اللَّه علیه و آله‏ و سلم

 

 

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به عنوان یكی از محدثین مشهور، روایات متعددی را از معصومین(علیهم السلام) نقل نموده است.
در این مقال به ذكر برخی از احادیث مذكور می پردازیم .

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام با چند واسطه از قول اسباط گوید: در خدمت حضرت امام صادق علیه السّلام بودم . مردی از وی درباره آیه شریفه ( ان فی ذالك لایات للمتوسمین ..و انها لسبیل مقیم ) سوال می كرد ، راوی گفت: حضرت بدو فرمودند : مقصود از متوسمین ما هستیم و سبیل مقیم نیز راهی است كه ما آن را بپا داشته ایم ، یعنی باید از طریق ما بروند تا به سر منزل مقصود برسند .

 حضرت عبدالعظیم علیه السّلام از امام رضا علیه السّلام روایت کرده که آن جناب فرمود: سلام مرا به دوستانم برسان و به آنها بگو در دلهای خود از برای شیطان راهی باز نکنند و آنها را امر کن به راستگوئی در گفتار و ادائ امانت و این عمل آنها موجب نزدیکی به من می شود.

حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام از حضرت جواد علیه السّلام ، ایشان از پدرش و او از جدش روایت کرده که فرمود : از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم می فرمود:سرپیچی از فرمان و دستورات پدر و مادر از گناهان بزرگ است زیرا خداوند ( عاق) را ستمگر و بدبخت معرفی فرموده و او را به سخت ترین عذابها وعده داده است.

حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام فرمود: به حضرت جواد علیه السّلام عرض کردم ، از پدرانت برای من حدیثی روایت فرما ، حضرت فرمود ، پدرم از جدش و او از پدرانش از حضرت امیر المومنین علیه السّلام روایت کرده که فرمود: شما هرگز نمی توانید مردم را بوسیله ثروت و مالی که در دست دارید به خود متوجه سازید ، بلکه آنان را بوسیله اخلاق و روش صحیح به خود نزدیک کنید. گوید عرض نمودم بیشتر بیان نمائید ، فرمودند : بد توشه ای است برای روز قیامت دشمنی کردن با بندگان خدا....

حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام فرمود ، از حضرت ابوالحسن هادی علیه السّلام شنیدم می فرمود : مقصود از( رجیم ) از رحمت و آمرزش دور شدن ، و از درگاه خداوند رانده شدن میباشد ( و او شیطان است) و هیچ مومنی اورا به یاد نمی آورد مگر با لعن و نفرت.

حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از حضرت امام جواد علیه السّلام  واواز پدرانش علیهم السّلام  وآنها از حضرت امام سجّاد علیه السّلام  روایت فرمودند که : روزی سلمان فارسی ، ابوذر غفاری را به خانه خود میهمان کرد و از میان انبان ( کیسه ) ، تکّه نان ِخشکی بیرون کشید وقدری آب برآن پاشید. ابوذرگفت : چقدر خوب می شد که همراهِ نان ، قدری نمک هم بود !سلمان برخاست و رفت و ظرف آب خود را گرو گذاشت و مقداری نمک تهیّه کرد وآن را در مقابل ابوذر گذارد ، ابوذر از آن نمک به آن نان می پاشید و میل می کرد و می گفت : خداوند را سپاسگزارم که ما را تا این اندازه قناعت روزی فرموده : سلمان گفت : « اگر قناعت در کار بود ، ظرف آب به گِرو نمی رفت » .

حضرت عبدالعظیم علیه السّلاممی فرماید:روزی به خدمت حضرت امام محمد تقیعلیه السّلام رسیدم و این گفتار دلنشین را از امام شنیدم که فرمود :ملاقاه الاخوان نشره و تلقیح للعقل و ان کان نظرا قلیلا دیدار دوستان آرامش و سلامت عقل را در پی دارد ، اگر چه دیداری کوتاه باشد .

روزی حضرت امام رضا علیه السّلام رو به حضرت عبدالعظیم علیه السّلام فرمود وچند توصیۀ راهگشای اخلاقی به او آموخت تا به شیعیان و یاران ابلاغ کند . متن فرمایش چنین بود : ای عبدالعظیم ، سلام مرا به دوستان برسان و به آنها بگو :
* شیطان را به دلهای خویش راه ندهند .
* درگفتار خویش ، راستگو باشند و امانت را ادا کنند.
* از جدال و نزاع بیهوده ای که سودی برایشان ندارد دوری کنند و خاموشی را پیشه خود سازند .
* به همدیگر روی آورند و به دیداروملاقات هم بروند « فان ذلک قربه الیَّ» زیرا اینکار موجب نزدیکی به من است .
* آنان خود را به دشمنی و بدگویی با یکدیگر مشغول نسازند ، زیرا با خود عهد کرده ام که اگر کسی چنین کاری انجام دهد و دوستی از دوستانم را ناراحت کند یا به خشم آورد ، خداوند را بخوانم تا او را دردنیا با شدیدترین عذابها مجازات کند و درآن سرا نیز از زیانکاران خواهد بود.
* به ایشان بگو : همانا پروردگار نیکوکارانشان را آمرزیده و ازخطای گنهکارانشان درگذشته است ، مگرکسانی که به خدا شرک ورزیده یا دوستی از دوستانم را آزرده ، یا کینه آنها را با دل بگیرد . بدرستی که خداوند او را نخواهد بخشید تا آنکه از کردار ناشایست خویش دست بکشد ، هر گاه از این اعمال نادرست دوری گزیند ، آمرزش خدا را شامل خود گردانیده است وگرنه ، روح ایمان از قلبش بیرون رفته و ازولایت ماخارج گشته است و بهره ای از ولایت ما نخواهد برد « و اعوذبک من ذلک »

روزی حضرت عبدالعظیم علیه السّلام از حضرت امام هادی علیه السّلام شنید که فرمود : همانا پروردگار ، ابراهیم را دوست خود گرفت، زیرا که او برحضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم و اهل بیتش علیهم السّلام بسیار صلوات می فرستاد.

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام می فرماید : روزی درمحضر مبارک امام جواد علیه السّلام بودم . عرض کردم : ای فرزند رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم حدیثی از پدران بزرگوارت علیهم السّلام برای من روایت فرمائید . حضرت امام جواد علیه السّلام فرمود : پدرم علیه السّلام از جدّم علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام و آنان از حضرت امیرمؤمنان علیه السّلام روایت کرده اند که فرمود :
*هر کس خود را بی نیاز بداند ( در امور مهم بدون مشورت عمل کند ) خود را درخطر افکنده است.
*هر کس در دام خودبینی افتاد ، نابود خواهد شد.
*هر کس یقین کند آنچه را می دهد عوض دارد هرگز در بخشش و احسان کوتاهی نخواهد کرد.

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام روایت فرماید که حضرت امام جواد علیه السّلام فرمود : که وجود مقّدس حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب علیه السّلام فرمود :ارزش هر کس به اندازه اعمال نیکوی اوست .

حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام به محمّد بن مسلم فرمود :مردم تو را گول نزنند ، زیرا که مسئولّیت کارهای تو ، به خودت متوجّه است و به آنها ارتباط ندارد ، ایّام عمرت را به کارهای بیهوده نگذران ، روزهای زندگی را به چون و چرا به هدرمده ، زیرا همراه تو کسانی هستند که کارهای روزانۀ تو را محاسبه و یادداشت می کنند . اگر عمل نیکی را انجام دادی ، گرچه کوچک باشد ، حقیر مشمار ، برای اینکه آن را خواهی دید در جایی که تو را خشنود سازد ، و اگر کار بدی انجام دادی ، آن را نیز کوچک مشمار زیرا که به تو خواهد رسید در هنگامی که تورا بدحال سازد ، و نیکی کن ، بدرستی که من چیزی را ندیدم که انسان ر ا از زودتر به مقصد رساند از عمل خوبِ تازه ای که در مقابل گناه کهنه ای انجام دهد .

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام روایت فرماید که روزی به وجود مقدّس حضرت امام جواد علیه السّلام عرض کردم : ای فرزند رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم حدیثی از پدران بزرگوارت علیهم السلام برای من روایت فرمائید . حضرت امام جواد علیه السّلاماز قول پدر وجّد و از وجود مقدّس حضرت امیر المومنین علیهم السّلام روایت فرمود که :
المرء مخبوءٌ تحت لسانه.
دانش و شخصیت هر کس در زیر زبانش مخفی است .
ما هلک امرء عرف قدره.
هر کس قدر خود را بشناسد ، هلاک نمی شود .
التّدبیر قبل العمل یومنک من النّدم
تدبیر و اندیشیدن پیش از انجام هر کار ، تو را از پشیمانی نگه می دارد .

 

عرض دین حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام )

از جمله شخصیت‌های بزرگی که دین خود را بر امام زمان خود عرض نمود، ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن الحسن بن زید بن السبط الاکبر الامام ابی محمد الحسن المجتبی -علیه ‌الصلاة و السلام- است.
این بزرگوار یکی از اعاظم ذریه‌ی رسول و فرزندان مرتضی و بتول - صلوات الله علیهم اجمعین - و از شخصیت ها و معاریف علمای اهل بیت و بزرگان صحابه‌ی حضرت جواد و حضرت هادی علیهماالسلام و محارم اسرار ائمه علیهم‌ السلام است و علی الظاهر چون با حضرت رضا علیه‌السلام در سلسله‌ی نسب به حضرت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام در یک طبقه بوده است- چنان که برخی از علما رجال فرموده اند- از اصحاب آن حضرت نیز بوده است. و اگر چه برحسب روایتی که خواهیم آورد، عصر امامت امام عسکری علیه‌السلام را درک نکرده است، ولی احتمال اینکه درک خدمت آن حضرت را کرده باشد قوی است و اما روایتی که دلالت دارد بر فضل زیارت حضرت عبدالعظیم و وفات او در عصر امامت امام هادی علیه‌السلام روایتی است که صدوق در ثواب الاعمال از شخصی که خدمت حضرت هادی علیه‌السلام شرفیاب شد. امام علیه‌السلام از او پرسید:
«أَینَ کُنْتَ؟»
کجا بودی؟
جواب داد:
«زُرْتُ الحسینَ علیه‌السلام»
حسین علیه‌ السلام را زیارت کرده ام (یعنی به زیارت او بودم).
حضرت هادی علیه‌السلام فرمود:
«أَمّاإِنَّکَ لَوْ زُرْتَ قَبْرَ عَبْدِالْعَظیمِ عِنْدَکُمْ لَکُنْتَ کَمَنْ زارَ الْحُسَین بنَ عَلی علیه‌السلام»[ثواب الاعمال، ص 99، کامل الزیارات، باب 107، 537]
آگاه باش! اگر قبر عبدالعظیم را زیارت کرده بودی، که نزد شما است، هر آینه مثل کسی بودی که حسین بن علی علیه‌السلام را زیارت کرده باشد.

از جمله روایاتی که بر فضل و علم این شریف بزرگوار دلالت دارد، روایتی
است منقول از حضرت هادی علیه‌السلام که به یکی از شیعیان ری می فرماید:
«إِذا أَشْکَلَ عَلَیکَ شَی‌ءٌ مِنْ أَمْرِ دِینِکَ بِناحِیتِکَ فَسَلْ عَنْهُ عَبْدَ الْعَظیمِ بْنِ عبدِاللّهِ الحَسَنی و اقْرَأْهُ مِنّی السَّلامَ»[مستدرک الوسائل، کتاب صفات القاضی ...- باب حکم التوقف و الاحتیاط فی القضاء و الفتوی و العمل 17/ 321 ح 32 ش 21470]
هرگاه چیزی از امر دین تو بر تو مشکل شد، در ناحیه‌ی خودت در مورد آن از عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی سؤال کن و از من به او سلام برسان.
از اینکه چنین شخصیتی در مقام عرض دین خود برآمده است، اهمیت تصحیح عقاید، اعم از آنچه واجب الاعتقاد یا فراتر و بیشتر از آن است، معلوم می شود.
امور واجب الاعتقاد اموری است که برحسب ارشادات کتاب و سنت، همه باید به آنها به مفهوم و تعریفی که از کتاب و سنّت برای آنها شده، معتقد باشند تا اطلاق مسلم و مؤمن بر آنها صحیح باشد.
و آنچه فراتر و گسترده تر از این امور است که عدم التفات و عدم اعتقاد به آنها مضر به اسلام و ایمان نیست، اعتقاد به آنها به عنوان یک امر دینی و مربوط به دین نیز باید با دلیل معتبر از کتاب و سنت اخذ شده باشد؛ چنان که عدم اعتقاد به آنها با وجود دلیل کافی از کتاب و سنت و التفات به آن دلیل، عدم ایمان به نبوت است.

بنابراین هر کسی باید مطابق بودن عقاید خود با کتاب و سنت را احراز
نماید، به این ترتیب که :
اولًا: آنچه که به حکم شرع، اعتقاد سلبی یا ایجابی به آن واجب است را بشناسد.
ثانیاً: مطابق بودن عقاید خود با آن را احراز کند.
ثالثاً: در مسائل دیگر که به معنایی که گفته شد اعتقاد به آنها واجب نیست نیز اعتقاد خود را بر کتاب و سنت عرضه نماید.
رابعاً: کتاب و سنت را بر عقاید خود، بدون قرینه‌ی عقلیه یا شرعیه که برای عرف روشن باشد و نزد همه قرینیت داشته باشد، حمل ننماید.
اگر کسی بخواهد در معرض خطر ضلالت و گمراهی قرار نگیرد، باید با این برنامه، به خداپسند بودن عقاید خود اطمینان کامل حاصل نماید و ماوراء این دو منبع؛ یعنی کتاب و سنت، راهی برای تضمین از وقوع در خطر ضلالت و بدعت وجود ندارد.
در موقفی که بزرگواری مثل حضرت عبدالعظیم حسنی علیه ‌السلام با آن همه علم و آگاهی از کتاب، سنت و تألیف کتاب خطب امیرالمؤمنین علیه‌السلام و با عقایدی که صد درصد و به یقین جزمی و قطعی به آنها معتقد بوده است، باز لازم می داند که این عقاید را حضور مبارک امام عرضه بدارد تا از امام علیه ‌السلام تصدیق و امضای صحت آنها را دریافت نماید، دیگران و به خصوص امثال این حقیر به طریق اولی باید به عرض دین خود مبادرت کنند و برای اطمینان بیشتر و نه فقط به یک نفر بلکه به اشخاص متعدد از رجال عالم به قرآن، حدیث و معارف اهل بیت علیهم‌ السلام و آنهایی که علمشان را از آن بزرگواران گرفته‌اند، عرضه بدارند.
در این میدان باید با کمال تواضع و فروتنی کالای عقیدتی خود را به عرض خبرگان مورد اعتقاد و عالم به صحیح و ناصحیح و کامل و ناقص آن برسانیم.

درس‌های اخلاقی از عرض دین حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام

نکته‌ی ادبی و اخلاقی که باید از حکایت عرض دین این سید شریف جلیل حسنی آموخت، پرهیز از غرور به علم و مقام علمی است، مبادا که انسان به علم خود و به چند کلمه اصطلاح مغرور شود. غرور یکی از آفات بزرگ درخت انسانیت و موانع رشد، ترقّی و نیل به کمالات است، اما در میان انواع آن، غرور به علم و غرور به عقل و فهم از همه خطرناک تر است.
از این رو بزرگان و پرورش یافتگان مکتب وحی و مدرسه‌ی تربیت اهل بیت علیهم‌السلام و افراد ساخته شده و به انسانیت رسیده، هر چه علم و درکشان بیشتر می شود، خضوع علمی، شکستگی نفسانی و تواضعشان در برابر بزرگان و اساتید زیادتر می گردد، و در ابدای نظر پیرامون مسائل، حدّت و تندی ندارند، و به اصطلاح فقها، تسرع در فتوا نمی نمایند. اینان می فهمند که رفع هر جهلی موجب التفات به جهل ها و مجهولات بیشتر و دریافت پاسخ به هر پرسشی برایشان منبع پرسش ها و سؤالات زیادتر است.
بنابراین اگر از یک شخص کم اطلاع، در مورد شناخت انسان، حیوان، درخت، خورشید، ماه یا حقیقت حیات و چیزهای دیگر پرسیده شود، بی تأمل ادعای شناخت می نماید، امّا اگر از یک عالم یا دانشمندی که عمرش را در رشته های مختلف علوم صرف کرده باشد بپرسند: آیا بالاخره این اشیا و این مظاهر قدرت باری تعالی و خودش یا همه کوشش هایش را شناخته است، جواب خواهد داد: متأسفانه هنوز این اشیا ناشناخته مانده اند، و همین درک، دلیل اوج شناخت و بینش وسیع او است؛ شناختی که آن شخصِ اول، از آن محروم است و برای اینکه این شناخت را دارد کمال است.
حضرت عبدالعظیم با وجود بهره‌مندی از چنین درک و شناختی، متواضعانه در برابر امام زمان خود زانو بر زمین نهاده و دینش را عرضه می دارد.

نکته‌ی دیگر

ادب و صفت ممتاز و ارزشمند دیگری که در جریان این عرض دین از حضرت عبدالعظیم ظاهر می شود، تسلیم بی چون و چرای آن شخصیت والا در مقابل مقام ولایت و حجت خداست که باید از آن درس آموخت و در مقام پذیرش حق و اعتراف به حق دیگران بدون هیچ سربزرگی و نخوتی باید حق گزاری کرد که شعبه ای از «انصاف الناس من نفسک»[وسائل الشیعه، کتاب الجهاد- باب وجوب اجتناب المحارم- ح 20437/ 11- 15/ 255] است و یکی از سه عملی است که در بین اعمال جلیله و فضایل ممتازه سخت ترین اعمال می‌ باشد؛ یعنی هر کسی مرد عرض اندام در میدان این مسابقه نیست و کُمِیت بیشتر افراد در آن لنگ و ناتوان است.
حضرت عبدالعظیم در سلسله‌ی نسب و انتساب به امامین همامین حسنین علیهما السلام به دو واسطه از امام علی نقی علیه‌السلام نزدیک ‌تر است؛ زیرا حضرت امام علی نقی علیه ‌السلام در نسب به شش واسطه به حضرت سیدالشهداء امام حسین علیه‌السلام می رسد و در عمود نسب، هفتمین فرزند حضرت و هشتمین فرزند حضرت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام محسوب می شود. اما نسب حضرت عبدالعظیم به چهار واسطه به حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام می رسد که در عمود و نسب پنجمین فرزند حضرت مجتبی علیه‌السلام و ششمین فرزند امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیهماالسلام است. با این وجود این سید عظیم الشأن جلیل القدر در برابر حجت خدا و صاحب ولایت امر چنین متواضعانه رفتار می نماید که همین ادب و حفظ احترام امام و عرض دین از شخصی مثل او به حضرت هادی علیه‌السلام دلیل باهر و روشنی بر کمال معرفت، جلالت قدر و عقیده‌ی محکم او به ولایت و امامت آن حضرت می ‌باشد که اگر چه در سلسله‌ی شرف نسب به پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلام الله علیهم از امام هادی علیه‌السلام نزدیک تر است، اما با معرفتی که دارد می داند در برابر مقام ولایت و امامت و حجت خدا هر که باشد و هر چه داشته باشد محو است، و ایمان به ولایت اقتضا دارد که تا آنجا که در توان دارد شرط ادب و اطاعت از ولی خدا را رعایت نموده و عرض وجودی نکند و زبان حالش این باشد:
                          ((با وجودت ز من آواز نیاید که منم ))

از حضرت علی بن جعفر علیه ‌السلام نیز که از مشاهیر بزرگان، اعاظم علما، محدثین اهل بیت و صاحب تألیفات و آثار مهم است، نیز نظیر همین ادب، تواضع و تسلیم نسبت به حضرت ابوجعفر امام محمد تقی علیه‌السلام روایت شده است؛ با اینکه علی بن جعفر عموی بزرگ آن حضرت؛ یعنی عموی پدر امام محمد تقی علیه‌السلام بود و نسبش به سه واسطه به امام حسین علیه‌السلام می رسید و نسب امام جواد علیه‌السلام به پنج واسطه به حضرت امام حسین علیه‌السلام می رسد و ایشان سالمَند ولی حضرت جواد علیه‌السلام نوسال و نوجوان بودند، با این وجود بدان طریق، صاحب مقام ولایت، امام جواد علیه‌السلام را تعظیم نموده و دست ایشان را می بوسید.

برگرفته از کتاب شرح حدیث عرض دین حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) از تالیفات مرجع گرانقدر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی

برای خواندن متن کامل کتاب شرح حدیث عرض دین اینجا و برای دانلود نسخه pdf کتاب مذکور اینجا را کلیک فرمایید.


1- صاحب بن عباد در رساله خود گفته : ابوحماد رازی گوید : خدمت حضرت هادی علیه السّلام رسیدم و از آن جناب مسائلی پرسیدم ، هنگامیکه اراده کردم از محضر مقدّسش بیرون شوم فرمود : هرگاه مشکلاتی برایت پیش آمد کرد، آنها را از عبدالعظیم حسنی بپرس ، و سلام مرا هم به او برسان .

2- در امالی « صدوق» در ضمن حدیث « عرض دین» آمده وقتیکه حضرت عبدالعظیم خدمت امام هادی علیه السّلام مشرّف شد و عقائد خود را اظهار نمود ، امام فرمود : تو از دوستان حقیقی ما هستی .

3- ابونصر بخاری ضمن حالات فرزندان امام مجتبی علیه السّلام از ابوعلی محمّد بن همام از حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام روایت کرده که در نزد آن جناب از عبدالعظیم حسنی صحبت بمیان آمد ، فرمود : اگر عبدالعظیم نبود میگفتیم علی بن حسن بن زیدبن حسن فرزندی از خود باقی نگذاشته .

4- ابن قولویه در کامل الزّیارات (باب 107 صفحه 324 )از علیّ ابن حسین ابن موسی بن بابویه و او از محمّد ابن یحیی اشعری عطار قمی روایت کرده یکی از اهالی ری گفت بر حضرت ابوالحسن العسکری امام هادی علیه السّلام وارد شدم آن جناب از من پرسید کجا بودی؟ عرض کردم به زیارت سیّد الشهدا علیه السّلام رفته بودم آن حضرت فرمود بدان و آگاه باش اگر قبر عبدالعظیم حسنی علیه السّلام را که در نزد شماست زیارت کرده بودی مثل آنست که حضرت حسین ابن علی را در کربلا زیارت کرده باشی.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 دی 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

کانال سایت در نرم افزار تلگرام .......

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 آدرس کانال ارسال سخنرانی و تصاویر حاج شیخ احمد کافی (ره) در نرم افزار تلگرام

http://telegram.me/bskafi

@bskafi

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 دی 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

8 ربیع الاول سالروز شهادت حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)

هشتم ربیع الاول سالروز شهادت یازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) را به محضر حضرت بقیة الله الاعظم حجت ابن الحسن العسکری (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می نماییم.

 حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمود : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ به اسم اعظم خدا نزدیك تر از سیاهى چشم به سفیدى آن است. مواعظ امامان علیهم السلام-ترجمه جلد هفدهم بحار، جلد 1 صفحه 318

حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمود : هركس در پنهانى برادر خود را پند دهد او را آراسته و هر كه آشكارا به او اندرز گوید از او عیب جوئى  كرده. مواعظ امامان علیهم السلام-ترجمه جلد هفدهم بحار، جلد 1 صفحه 320

با استفاده از لینک زیر سخنرانی شهید حاج شیخ احمد کافی (ره) را که در شب شهادت حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) در مهدیه تهران برگزار شده بوده را دانلود بفرمایید :

دانلود

بخشی از موضوعات سخنرانی : شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام) ، وقایع بعد از شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)، نماز خواندن حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر جنازه پدر بزرگوارشان حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) ، تاثیر همنشین بد بر گمراه شدن انسان ، جعفر کذاب ، روضه شهادت امام عسکری (علیه السلام).

مدت زمان سخنرانی :  هفده دقیقه

محل برگزاری سخنرانی : مهدیه تهران

مناسبت مجلس : شب شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 آذر 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

حلول ماه ربیع الاول

فصل نهم در ماه ربیع الاول است‏
شب اول سال سیزدهم بعثت مبدأ هجرت‏ حضرت رسول صلى الله علیه و آله بود از مكه معظمه به مدینه منوره و در آن شب در غار ثور مختفى شد و حضرت امیر علیه السلام جان خود را فداى جان شریف او نمود و در جاى آن حضرت خوابیده از شمشیرهاى قبایل مشركین پروا نكرد و فضل خود و مواساة و برادرى خود را با حضرت رسول صلى الله علیه و آله بر جمیع عالم ظاهر گردانید و آیه كریمه وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ در شانش نازل شد
روز اول علما گفته اند مستحب است كه براى تشكر نعمت سلامتى رسول خدا و أمیر المؤمنین صلوات الله علیه روزه بدارند
و زیارت آن دو بزرگوار در این روز مناسب است و سید در اقبال براى این روز دعایى نقل فرموده و در این روز به قول شیخ و كفعمى حضرت عسكرى علیه السلام وفات كرده و مشهور روز هشتم است و شاید در چنین روز اول مرض آن حضرت بوده
روز هشتم سنه دویست و شصت وفات حضرت امام حسن عسكرى علیه السلام واقع شده‏
و حضرت صاحب الامر صلوات الله علیه به منصب جلیل امامت فائز گردیده مناسب است آن دو بزرگوار را در این روز زیارت كردن
روز نهم روز عید بزرگ و روز عید بقر است‏
و از براى آن شرح بزرگى است كه در جاى خود ذكر شده و روایتى نقل شده كه هر كه در این روز چیزى انفاق كند گناهانش آمرزیده شود) و گفته ‏اند كه مستحب است در این روز اطعام برادران مؤمن و خوشنود گردانیدن ایشان و توسعه دادن در نفقه و پوشیدن جامه‏هاى نو و شكر و عبادت حق تعالى كردن و این روز روز برطرف شدن غمها است و روز بسیار شریفى است و چون روز هشتم ماه وفات امام حسن عسكرى علیه السلام بوده این روز روز اول امامت حضرت صاحب الزمان ارواح العالمین فداه و سبب مزید شرافتش خواهد بود
روز دوازدهم به قول جناب كلینى و مسعودى و مشهور بین عامه ولادت با سعادت حضرت رسول صلى الله علیه و آله است‏
و مستحب است در آن دو ركعت نماز در ركعت اول بعد از حمد سه مرتبه قُلْ یَا أَیُّهَا الْكَافِرُونَ و در دوم سه مرتبه توحید و در این روز نیز آن حضرت به مدینه ورود فرمود و شیخ فرموده كه در مثل چنین روز از سنه صد و سى و دو دولت بنى مروان منقضى شد
روز چهاردهم سنه 64 شصت و چهار یزید بن معاویه به دركات جحیم شتافت‏
و در أخبار الدول است كه یزید به مرض ذات الجنب در حوران از دنیا رفت جنازه ‏اش را به دمشق آوردند و در باب صغیر او را دفن كردند و قبرش اینك مزبله می ‏باشد و سنین عمرش به سى و هفت رسیده بود و خلافتش سه سال و نه ماه طول كشید انتهى
شب هفدهم شب ولادت حضرت خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله و شب بسیار مباركى است‏
و سید نقل كرده كه در مثل چنین شب نیز قبل از هجرت به یك سال معراج آن حضرت بوده
روز هفدهم بنابر مشهور بین علماء امامیه روز ولادت با سعادت حضرت خاتم الانبیاء محمد بن عبد الله صلى الله علیه و آله است‏
و معروف آن است كه ولادت با سعادتش در مكه معظمه در خانه خود آن حضرت واقع شده در روز جمعه در وقت طلوع فجر در عام الفیل در ایام سلطنت انوشیروان عادل و نیز در این روز شریف سنه هشتاد و سه ولادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام واقع شده و باعث مزید فضل و شرافت این روز گردیده بالجملة این روز روز بسیار شریفى است و از براى آن چند عمل است
اول غسل‏
دوم روزه‏
و از براى آن فضیلت بسیار است (و روایت شده كه: هر كه این روز را روزه بدارد ثواب روزه یك سال خدا براى او بنویسد) و این روز یكى از آن چهار روز است كه در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است
سوم زیارت حضرت رسول صلى الله علیه و آله‏
از نزدیك و دور
چهارم زیارت أمیر المؤمنین علیه السلام‏
به همان زیارتى كه حضرت صادق علیه السلام كرده و تعلیم محمد بن مسلم فرموده و بیاید إن شاء الله در باب زیارات
پنجم در وقتى كه روز بلند شود دو ركعت نماز كند
در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ و ده مرتبه توحید بخواند و بعد از سلام در مصلاى خود بنشیند و این دعا بخواند اللَّهُمَّ أَنْتَ حَیٌّ لا تَمُوتُ إلخ و این دعاى مبسوطى است و چون سندش را منتهى به معصوم ندیدم مراعات اختصار را اهم دیدم هر كه طالب است رجوع به زاد المعاد نماید
ششم آنكه مسلمانان این روز را تعظیم بدارند و تصدق و خیرات بنمایند
و مؤمنین را مسرور كنند و به زیارت مشاهد مشرفه روند و سید در اقبال شرحى از لزوم تعظیم این روز ذكر نموده و فرموده كه من یافتم طائفه نصارى و جمعى از مسلمین را كه تعظیم بزرگى از روز ولادت عیسى علیه السلام مى‏نمایند و تعجب كردم كه چگونه مسلمانان قانع شدند كه روز مولود پیغمبرشان كه اعظم از همه پیغمبران است به این مرتبه از تعظیم باشد كه ادون از تعظیم نصارى است مولد عیسى علیه السلام را

{ برگرفته از کتاب شریف مفاتیح الجنان ، مولف : ثقة المحدثین حاج شیخ عباس قمی (ره }




لَیلَةُ المَبیت

 سوره البقرة آیه 207 :  وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ 


ترجمه : بعضى از مردم (با ایمان و فداكار، همچون على علیه السلام در" لیلة المبیت" به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، جان خود را به خاطر خشنودى خدا می ‏فروشند ؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.


شان نزول:
مفسر معروف اهل تسنن" ثعلبى" می ‏گوید : هنگامى كه پیغمبر اسلام تصمیم گرفت مهاجرت كند براى اداى دِینهاى خود و تحویل دادن امانت هایى كه نزد او بود على (علیه السلام) را به جاى خویش قرار داد و شب هنگام كه می ‏خواست به سوى غار" ثَور" برود و مشركان اطراف خانه ی او را براى حمله به او محاصره كرده بودند دستور داد على (علیه السلام) در بستر او بخوابد و پارچه ی سبز رنگى (بُرد حَضرَمى) كه مخصوص خود پیغمبر بود روى خود بكشد در این هنگام خداوند به" جبرئیل" و" میكائیل" وحى فرستاد كه من بین شما برادرى ایجاد كردم و عمر یكى از شما را طولانی ‏تر قرار دادم كدام یك از شما حاضر است ایثار به نفس كند و زندگى دیگرى را بر خود مقدم دارد ؛ هیچ كدام حاضر نشدند. به آنها وحى شد اكنون على (علیه السلام) در بستر پیغمبر خوابیده و آماده شده جان خویش را فداى او سازد به زمین بروید و حافظ و نگهبان او باشید.


هنگامى كه جبرئیل بالاى سر و میكائیل پایین پاى على (علیه السلام) نشسته بودند جبرئیل می ‏گفت:" بَه بَه آفرین بر تو اى على! خداوند بواسطه تو بر فرشتگان مباهات می ‏كند".


در این هنگام آیه ی فوق نازل گردید و به همین دلیل آن شب تاریخى به نام" لَیلَةُ المَبیت " نامیده شده است.


" ابن عباس" می ‏گوید این آیه هنگامى كه پیغمبر از مشركان كناره گرفته بود و با ابوبكر به سوى غار می ‏رفت در باره على (علیه السلام) كه در بستر پیغمبر خوابیده بود نازل شد.
" ابو جعفر اسكافى" می ‏گوید: (همانطور كه" ابن ابى الحدید" در شرح نهج البلاغه جلد 3 صفحه 270 ذكر كرده است) جریان خوابیدن على (علیه السلام) در بستر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به تواتر ثابت شده و غیر از كسانى كه مسلمان نیستند و افراد سبك مغز آن را انكار نمی ‏كنند در جلد دوم" الغدیر" ذیل آیه مورد بحث (صفحه 48 به بعد) می ‏نویسد:" غزالى" در كتاب" احیاء العلوم" جلد سوم صفحه 238 و" گنجى" در كتاب" كفایة الطالب" صفحه 114 و" صفورى" در" نزهة المجالس" جلد دوم صفحه 209 و ابن" صباغ مالكى" در كتاب" الفصول المهمة" صفحه 33،" سبط ابن جوزى حنفى" در" تذكرة الخواص" صفحه 21" شبلنجى" در" نور الأبصار" صفحه 86 و احمد در" مسند" جلد یك صفحه 348 و" تاریخ طبرى" جلد دوم صفحه 99 تا 101 و" ابن هشام" در" سیرة" جلد دوم صفحه 291 و" حلبى" در" سیره" خود و" تاریخ یعقوبى" جلد دوم صفحه 29 جریان" لَیلَةُ المَبیت" را نقل كرده ‏اند.


 تفسیر

 فداكارى بزرگ در شب تاریخى هجرت‏


گرچه آیه فوق همان طور كه در شأن نزول آن ذكر شد، مربوط به ماجراى هجرت پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و فداكارى على (علیه السلام) و خوابیدن او در بستر آن حضرت نازل شده، ولى همچون سایر آیات قرآن، مفهوم و محتواى كلى و عمومى دارد. و در واقع نقطه مقابل چیزى است كه در آیات قبل در مورد منافقان وارد شده بود.
می ‏فرماید:" از میان مردم كسانى هستند كه جان خود را در برابر خشنودى خدا می ‏فروشند، و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است" (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ).
آن گروه مردمى خودخواه و خودپسند و لجوج و معاند بودند كه از راه نفاق در بین مردم آبرویى كسب می ‏كردند ، و در ظاهر خود را مؤمن و خیرخواه نشان می ‏دادند، اما كردارشان پرده از روى گفتارشان بر می ‏داشت چرا كه جز فساد در زمین و نابود كردن حرث و نسل كار دیگرى نداشتند.
ولى این گروه تنها با خدا معامله می ‏كنند و هر چه دارند حتى جان خود را به او می ‏فروشند و جز رضا و خشنودى او چیزى خریدار نیستند. و با فداكارى و ایثار آنهاست كه امر دین و دنیا اصلاح و حق زنده و پایدار می ‏شود و زندگى انسان گوارا و درخت اسلام بارور می ‏گردد.


جمله " وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ" كه در حقیقت نقطه مقابل چیزى است كه در آیات قبل درباره منافقان مُفسِد فِى الاَرضِ آمده بود" فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ" ممكن است اشاره به این باشد كه خداوند در عین اینكه بخشنده جان به انسان است همان را خریدارى می ‏كند و بالاترین بها را كه همان خشنودى خویش است به انسان می ‏پردازد.


قابل توجه اینكه فروشنده" انسان" و خریدار خدا و متاع "جان" و بهاى معامله خشنودى ذات پاك اوست. در حالى كه در موارد دیگرى بهاى این گونه معاملات را بهشت جاویدان و نجات از دوزخ ذكر كرده است مثلا می ‏فرماید: إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ،" خدا از مؤمنان جانها و مال هایشان را خریدارى می كند كه بهشت از آنِ آنها باشد، در راه خدا پیكار می ‏كنند می ‏كشند و كشته می ‏شوند" «سوره توبه، آیه 111» و شاید به همین جهت است كه آیه مورد بحث با كلمه" مِن" تبعیضیه (وَ مِنَ النَّاسِ) شروع شده یعنى تنها بعضى از مردم هستند كه قادرند به این كار فوق العاده‏ دست زنند، و تنها بهایى را كه براى ایثار جان طالب باشند، همان خشنودى خدا بوده باشد، ولى در آیه 111 سوره ی توبه كه در بالا آوردیم همه مؤمنان به معامله با خدا، در برابر بهشت جاویدان دعوت شده ‏اند.
این احتمال نیز در تفسیر جمله" وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ" و تناسب آن با آغاز آیه وجود دارد كه می ‏خواهد این حقیقت را روشن سازد كه وجود این چنین افراد وفادار و ایثارگر در میان مردم، از رأفت و مهربانى خدا نسبت به بندگانش سرچشمه گرفته، زیرا اگر چنین انسان هاى از خود گذشته در جوامع انسانى وجود نداشته باشند، اركان دین و اجتماع فرو می ‏ریزد، ولى خداوند مهربان با این دوستان ایثارگر خود، جلو خرابكارى دشمنان را می ‏گیرد.
به هر حال این آیه با توجه به شأن نزولى كه مشروحا گفته شد، یكى از بزرگترین فضایل على (علیه السلام) است كه در اكثر منابع اسلامى آمده، و به قدرى چشمگیر است كه معاویه، به خاطر دشمنى خاصى كه با على (علیه السلام) داشت طبق روایتى چنان از این فضیلت ناراحت بود كه" سَمُرَة بن جُندَب" را با چهارصد هزار درهم تطمیع كرد كه بگوید این آیه در باره عَبدُ الرَّحمن بن مُلجَم، قاتل على (علیه السلام) (طبق حدیث مجعولى) نازل شده، و آن منافق جنایت پیشه نیز چنین كرد، ولى همان طور كه انتظار می ‏رفت حتى یك نفر این حدیث مجعول را نپذیرفت « داستان این معامله را" ابن ابى الحدید" در شرح" نهج البلاغه" جلد 4، صفحه 73 نقل كرده است »

تفسیر نمونه جلد 2 صفحه 77 الی 80


سوره البقرة آیه 207 :  وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ 


ترجمه : بعضى از مردم { با ایمان و فداكار، همچون على علیه السلام در" لیلة المبیت" به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) } جان خود را به خاطر خشنودى خدا می ‏فروشند ؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.

امام سجاد (علیه السلام) : پیرامونِ آیه ی 207 سوره بقره { بعضى از مردم جانِ خود را به خاطر خشنودى خدا می ‏فروشند } فرمود : این آیه در شأنِ حضرت علی (علیه السلام) هنگامی که در( لَیلَةُ المَبیت ) به جایِ پیامبر در بسترِ ایشان خوابید ، نازل شده است. تفسیر برهان جلد 2 صفحه 200

در تفسیر عیّاشی از امام باقر (علیه السلام) روایت آمده که پیرامونِ این آیه فرمود : ( این آیه ی درباره ی علی ابن ابیطالب (علیه السلام) نازل شده که جانش را برایِ خدا و پیامبر فدا نمود ؛ در آن زمان که کفّارِ قریش به دنبالِ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند ، به جایِ ایشان در بستر خوابید. تفسیر برهان جلد 2 صفحه 201

ابن شهر آشوب در کتاب مناقب گفته خداوند این آیه را هنگامی که علی (علیه السلام) در بسترِ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خوابید ، در شأنِ ایشان نازل فرمود.و این مطلب را از راویانِ متعددّی نقل نموده که همه متّفق القول برآنند که این آیه درباره ی علی (علیه السلام) ما بین مکّه و مدینه هنگامی که در بسترِ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خوابید ، نازل شد.   تفسیر برهان جلد 2 صفحه 202

در تفسیر قمّی در معنیِ آیه وارد شده که منظورِ آیه امیرالمومنین است و معنیِ ( جان خود را می فروشند ) یعنی بذلِ جان می کنند.

در نهج البیان از امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) روایت آمده که این آیه در شأنِ حضرت علی (علیه السلام) آن هنگام که در بسترِ رسول ِ خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خوابید ، وارد شده است و قصه از این قرار بود که قریش هم قسم شدند تا از هر قبیله یک نفر جمع شده و شبانه به منزلِ پیغمبر ریخته و هر یک از آنها یک ضربت بزنند و پیغمبر را به قتل برسانند و به این ترتیب خون آن حضرت میان قبیله های عرب منتشر شده ، بنی هاشم توانائی انتقام و طلب خون او را نداشته باشند. جبرئیل نازل شد و به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خبر داد و دستور داد پسر عمویِ او علی (علیه السلام) به جای او در فراش آن حضرت بخوابد و خود به سویِ مدینه هجرت فرماید. حضرت هم چنین کرد. وقتی جوانان براساس معاهده و قرارِ خود به دنبالِ پیامبر آمدند و به خانه ریختند ، علی (علیه السلام) را بجایِ آن حضرت خفته دیدند که در بسترِ حضرت است. در حالی که نا امید و متضرّر شده بودند برگشتند. و خداوند پیغمبرش را از شر و مکر آنها نجات داد.  تفسیر برهان جلد 2 صفحه 202  الی 203

حکیم بن جبیر می گوید ، علی بن حسین (علیهِمالسلام) فرمود (( نخستین کسی که جانش را با خداوند معامله کرد ، علی (علیه السلام) بود))  تفسیر برهان جلد 2 صفحه 203

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 آذر 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

پنجم صفر شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها)

پنجم صفر سالروز شهادت حضرت رقیه (سلام الله علیها) را بر شیعیان و موالیان اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) تسلیت عرض می نمائیم.

دانلود روضه حضرت رقیه (سلام لله علیها) { مرحوم حاج شیخ احمد کافی رضوان الله تعالی علیه }

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 آبان 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

السلام علیک یا سیدالشهداء (ع)

امام حسین (ع) : ایمان بنده مومن کامل نمیشود مگر اینکه در او چهار خصلت باشد : 1.اخلاقش نیکو باشد ، 2.بخشنده باشد ، 3.از گفتن حرفهای زیادی خودداری کند ، 4.زیادی مالش را انفاق کند.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 454

دانلود سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) { موضوع سخنرانی : دوم محرم ، حسینیه صفار یزد ، حضرت ابراهیم (ع) ، روضه حر ...}

دانلود سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) { موضوع سخنرانی : شب هفتم محرم ؛ نعیم آباد یزد ، حجر بن عدی ،قضیه ساختن حسینیه نعیم آباد یزد ، روضه سید الشهداء (ع) ...}

دانلود سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) { موضوع سخنرانی : شب سیزدهم محرم ، نعیم آباد یزد ، روضه حضرت زهرا (س) ...}

دانلود سخنرانی حضرت حجت الاسلام والمسلمین شهید شیخ احمد کافی (ره) { موضوع سخنرانی : بیان حدیثی از آقا امیرالمومنین علی (ع) ، اثر تقوا در وسعت رزق و اثر گناه در تنگی معیشت ، اعتماد به خدا ، اهمیت حج ، حقوق زن و شوهر ، اهمیت نماز ، صفوان جماّل و حکایت کرایه دادن شترهایش به هارون ، نکوهش و نهی از کمک به ظالمین ، محمد بن ابی عمیر ، روضه حضرت ابوالفضل العباس (ع) }

با استفاده از لینک زیر سخنرانی شهید حجت الاسلام والمسلمین شهید حاج شیخ احمد کافی (ره) را با موضوعات { شب عاشورا ، علامات مومن ، حدیث از امام صادق (ع) : مومن محکم تر از آهن است ؛ پیغمبر (ص) میفرمایند : مومن مثل کوه است ؛ امام حسین (ع) میفرمایند : مومن محکم تر از کوه است ؛ خبر دادن آقا امیرالمومنین (ع) به میثم تمار (رض) درباره چگونگی شهادتش ، وفاداری اصحاب امام حسین (ع) ، روضه حضرت سیدالشهداء (ع) } دانلود بفرمایید :

دانلود


عزاداران هیئت نوباوگان قنات آباد حدود زمانی 1340 شمسی ؛ در عکس مرحوم حاج اکبر ناظم (ره) (ایستاده در وسط) و مرحوم شهید شیخ احمد کافی (ره) (نشسته در وسط) دیده می شوند.

 هیئت نوباوگان قنات آباد ؛ 1-حاج اکبر ناظم 2-محمدرضا ناظم 3-حاج شیخ احمد کافی 4-حاج آقا مناقبی 5-میرزا علی آقا ارباب 6-حاج حسین قهوه چی

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 مهر 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

السلام علیک یا جوادالائمه (ع)

السلام علیک یا جوادالائمه (ع)

 بیست و نهم ذی القعده  1436 ، 1394/6/23 سالروز شهادت مظلومانه حضرت امام محمد تقی (علیه السلام) جواد الائمه بر عموم شیعیان امیرالمومنین (علیه السلام) تسلیت باد .

با استفاده از لینک زیر روضه شهادت حضرت جوادالائمه (ع) را با صدای شهید شیخ احمد کافی (ره) دانلود بفرمایید :

دانلود

 

امام جواد (ع) كسی كه بر مركب شهوات خویش سوار است و خودسرانه می‌ تازد هرگز از لغزش و سقوط رهایی نخواهد داشت. الحدیث جلد 2  صفحه 215

مامون نامه ای به خدمت امام محمد تقی (ع) نوشت با اعزاز و اکرام تمام آن جناب را طلبید چون آنحضرت به بغداد تشریف آورد پیش از آنکه مامون آن جناب را ملاقات کند روزی به قصد شکار سوار مرکب شد در اثناء راه به جمعی از کودکان رسید که در میان راه ایستاده بودند و حضرت جواد (ع) نیز در آنجا ایستاده بود ، چون کودکان کوکبه مامون را مشاهده کردند پراکنده شدند مگر آنحضرت که از جای خود حرکت نفرموده با نهایت تمکین و وقار در مکان خود قرار داشت تا آنکه مامون به نزدیک آن حضرت رسید و از مشاهده انوار امامت و جلالت و ملاحظه آثار متانت و مهابت آنحضرت متعجب گردیده عنان کشید و پرسید که ای کودک چرا مانند کودکان دیگر از سر راه دور نشدی و از جای خود حرکت ننمودی حضرت فرمود که ای خلیفه راه تنگ نبود که بر تو گشاده گردانم و جرمی و خطائی نداشتم که از تو بُگریزم و گمان ندارم که بی جرم تو کسی را در معرض عقوبت در آوری ، از استماع این سخنان تعجب مامون زیاده گردید و از مشاهده حُسن و جمال او دل از دست داد پس پرسید که ای کودک چه نام داری فرمود محمد نام دارم گفت پسر کیستی فرمود پسر علی بن موسی الرضا (ع).  برگرفته از کتاب منتهی الآمال جلد 2 صفحه 939

نوشته شده در تاریخ شنبه 21 شهریور 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

ولادت حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه السلام)

بسم الله الرحمن الرحیم

ایام دهه کرامت ( ولادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها تا ولادت حضرت علی ابن الموسی الرضا (علیه السلام) ) را گرامی می داریم.

 11 ذی القعده  1436 ، 1393/6/4 سالروز ولادت هشتمین شمس ولایت ، حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.

 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ صَلاةً كَثِیرَةً تَامَّةً زَاكِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِكَ

دانلود کتاب حضرت امام رضا (ع) مظهر رأفت خدا { با فرمت pdf } اثر ارزشمند حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی «مدظله العالی»

...... زیارت اولیاء خدا وقتی ارزش خاصّ به خود را خواهد داشت که با معرفت به حقّ ایشان توأم باشد و معرفت به حقّ امام و اعتقاد به امامت آن هادی الی الله نیز لازمه اش پیروی از او و عمل به فرامین خداست ؛ فرموده اند : تنها محبّتِ ما را کافی در نجاتِ خود ندانید حلال و حرام خدا را سبک نشمارید ولایتِ اهل بیت رسول الله (علیهم السلام) آنگاه اثر بخش است که با عبادت خدا همراه باشد ؛ همچنان که عبادت خدا زمانی اثر بخش است که با ولایت اهل بیت (علیهم السلام) توأم باشد ....... ( از متن کتاب )

متن کامل کتاب حضرت امام رضا (علیه السلام) مظهر رأفت خدا اثر ارزشمند حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی «مدظله العالی»


چگونگی رفع تردید در خصوص امامت امام رضا(علیه السلام)

 حسن‌بن‌علی وَشّاء واقفی مذهب بود. مؤسّس مذهب واقفی، علیّ‌ بن‌ابی حمزه‌ی بطائنی، از اصحاب امام كاظم (ع)بود.بطائنی از طرف آن‌ حضرت در جمع ‌آوری وجوه شرعی شیعیان وكالت داشت و پول زیادی نزد او جمع شد.در ایّامی كه امام(ع)در زندان بغداد به شهادت رسید،او شرعاً موظّف بود آن پول‌ها را كه سهم امام‌(ع)بود، تحویل امام ابوالحسن‌الرّضا (ع) بدهد؛ ولی گرفتار وسوسه‌ی شیطان شد و حاضر به جدا كردن پول از خود نشد.برای این كه بتواند پول‌ها را نگه دارد، منكر امامت امام رضا‌(ع) شد و لذا گفت:امام هفتم آخرین امام است و غایب شده و باید برای اصلاح كلّی عالم ظهور كند و من باید پول‌ها را كه سهم امام است نگه دارم تا پس از ظهور آن‌ حضرت تحویل ایشان بدهم.

از همین جا مذهبی به نام مذهب واقفی به وجود آمد و جمعی به آن گرویدند؛ یعنی بر امام هفتم متوقّف گشته به امامت امام رضا (ع) معتقد نشدند. از پیروان آن مذهب حسن بن علی وشّاء بود؛ولی بعد شیعه‌ی امامی شد و به راه حقّ برگشت. او می‌ گوید : من در امامت امام رضا (ع) تردید داشتم. برای این كه مطلب برایم روشن بشود، مسائل زیادی را جمع ‌آوری كردم و در طوماری نوشتم تا به ایشان بدهم و جواب بگیرم. طومار را در آستینم نهادم و به خانه‌ی امام رضا‌(ع)رفتم. دیدم انبوه جمعیّت در رفت و آمدند. در گوشه‌ای ایستادم؛مطمئن شدم كه نوبت ملاقات به من نخواهد رسید. در همین حال، دیدم خادمشان از خانه بیرون آمد و در میان جمعیّت صدا زد: حسن ‌بن‌علی ‌وشّاء كیست؟ من گفتم : منم. دیدم به سمت من آمد. طوماری در دستش بود،آن رابه من داد و گفت: جواب مسائلی است كه در آستین خود داری. من از این حرف غرق در تعجّب و حیرت شدم كه یعنی چه؟ مسائل تحویل نداده،جوابش داده شده است.طومار را گرفتم، به گوشه‌ای رفتم و نشستم و آن را باز كردم. دیدم به تمام مسائلی كه در آستینم بوده جواب‌ های كافی داده شده است. آنجا دست به آسمان برداشتم و گفتم: خدایا،شاهد باش كه من به امامت حضرت ابوالحسن‌ الرّضا  (ع)ایمان آوردم و معتقد شدم كه او حجّت تو در میان بندگان توست.  بحارالانوار،جلد49،صفحه‌ی44.

ماجرای خواندنی احمد بن ‌ابی ‌نصر بزنطی

احمد بن ابی نصر بزنطی می ‌گوید : من ابتدا واقفی مذهب بودم؛ بعد ، مستبصر شدم. روزی از امام رضا (ع)تقاضا كردم وقت مناسبی تعیین بفرماید تا شرفیاب حضور گردم و مسائلم را مطرح كنم. این گذشت تا روزی من در خانه‌ام نشسته بودم ، در زدند. دیدم خادم امام مركب مخصوص امام را آورده تا مرا خدمت امام ببرد. با خوشحالی تمام سوار شدم و شرفیاب گشتم. مسائلی را مطرح كردم و بهره‌ها بردم تا شب شد.همان‌ جا نماز مغرب و عشا را با امام (ع) خواندم. بعد، غذا آوردند و پس از صرف غذا خواستم برخیزم برای رفتن. فرمود: دیر وقت شده و منزل شما هم دور است، صلاح این است كه همین جا استراحت كنی. من هم كه از خدا می ‌خواستم خدمت امام (ع) باشم، اطاعت كردم و ماندم. به خادمشان گفتند : رختخواب مخصوص خودم را بیاور، برای آقای احمد بزنطی پهن كن. من در این موقع به فكر فرو رفتم و از ذهنم گذشت كه معلوم می ‌شود من آدم بسیار بزرگواری هستم كه امام این‌گونه با من رفتار می‌كنند ؛ امام(ع) مركب مخصوص خود را برای من فرستاده و مرا به خانه‌اش آورده و با من هم غذا شده و بعد، رختخواب مخصوص خودش را در اختیار من گذاشته است،عجب ! این منم كه چنین بزرگوارم ؟

امام نیم خیز شده بود تا برخیزد و به اتاق خود برود. دیدم نشست. فرمود: احمد، قصّه‌ای برایت بگویم. وقتی صعصعة بن ‌سوهان، از اصحاب جدّم امیرالمؤمنین (ع) مریض شد، امیرالمؤمنین  (ع)به عیادت او رفت و كنار بسترش نشست و دست بر پیشانی او گذشت و او را مورد ملاطفت قرار داد. بعد، وقتی خواست برخیزد، فرمود: صعصعه، نكند این آمدن من به عیادتت را مایه‌ی امتیاز خود از برادران ایمانی ‌ات بشماری. این تكلیف دینی من بود كه انجام دادم. امام رضا  (ع)این قصّه را گفت و برخاست و در واقع، با این عمل، هم آگاهی خود را از ما‌فی ‌الضّمیر من نشان داد، كه نمونه‌ای از علم غیب بود، هم به من پند داد و مرا از بیماری عُجب و خودپسندی شفا بخشید. بحارالانوار،جلد49،صفحه‌ی48،حدیث48.

مردی از اهل بلخ می گوید : در سفری که علی بن موسی الرضا (ع) به خراسان می رفت من با آن حضرت بودم. روزی در کنار سفره خود تمام نوکرها و غلامان سیاه و سفید را برای صرف غذا جمع کرد. عرض کردم بهتر بود برای غلامان و نوکرها سفره جداگانه ای می گستردند ، حضرت فرمود : ساکت باش ، خدای همه یکی است ، مادر و پدر همه یکی است ، پاداش و کیفر هرکس بسته به طرز عمل اوست. الحدیث جلد 1 ص 67

حضرت رضاعلیه السلام فرمود: هر كس هنگامیكه از خانه اش بیرون مى رود ده بار سوره قل هو اللّه حد بخواند پیوسته در حفظ خداوند و نگهدارى او است تا به خانه اش برگردد. اصول كافى جلد 4 صفحه  320

حضرت امام رضا (ع) : رسول اکرم (ص) در رهگذر با یکی از اصحاب خود که از جبهه جنگ بر می گشت مواجه شد ، او ژولیده و غبار آلوده و مسلح به طرف منزل خود می رفت . حضرت به وی فرمود : از جهاد اصغر برگشته ای و به جهاد اکبر باز می گردی ، عرض کرد مگر جهادی بالاتر از جنگ با شمشیر هست ؟ فرمود بلی ، جهاد آدمی با نفس خود . الحدیث جلد 3 صفحه 306

  حضرت رضا (ع) : از حرص و حسد بپرهیزید ، زیرا این دو صفت امت هاى پیش از شما را نابود كرده ، از بخل بپرهیزید زیرا بخل بیماریی است كه در آزادمرد و مؤمن یافت نمیشد چون بخل ورزیدن ، خلاف ایمان است. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 294

حضرت رضا (ع) : از خداوند عافیت دنیا و آخرت بخواهید ، من روایت میکنم از موسی بن جعفر (ع) که فرمود : نعمت پنهان وقتی داشته باشی به آن توجه نداری ، ولی وقتی نعمت از دستت رفت قدرش را خواهی دانست.    بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 ) صفحه 294

  امام رضا (ع) در هنگام تلاوت قرآن هرگاه می گذشتند به آیه ای که در او ذکر بهشت یا جهنم شده گریه میکرد و از حق تعالی تقاضای بهشت میکرد و پناه میبرد به خداوند از آتش جهنم.  منتهی الآمال جلد 2 صفحه 871

  امام رضا (ع) : دوست هر انسانى عقل او است و دشمن هر انسانی جهل او است. اصول كافى جلد 1 صفحه 11

امام رضا (ع) : ابوصلت هروی گوید شنیدم که امام (ع) میفرمود : (( خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده می سازد )) پرسیدم امر شما چگونه زنده میشود ؟ فرمود علوم و احادیث و معارف ما را فرا گرفته و به دیگران بیاموزد زیرا مردم اگر با زیبایی های سخنان ما آشنا گردند از ما پیروی خواهند کرد. بحارالانوار جلد 2 صفحه 30

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 شهریور 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

ولادت با سعادت کریمه ی اهلبیت

یکم ذی القعده ولادت با سعادت  کریمه ی اهلبیت (علیهم السلام) حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) بر شیعیان مبارک باد.

حدثتنی فَاطِمَةُ وَ زَیْنَبُ وَ أمَّ كُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْن ِ جَعْفَر قُلْنَ:...عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّه ِصَلَّى اللّه عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ:«أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُول ِاللّه ِصِلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ سَلَّم یَوْمَ غَد ِ یر ِخُمٍّ، مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَیْه ِوَ آله و سَلَّمَ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْز ِلَة ِهَارُونَ مِنْ مُوسى؟!»

فاطمه معصومه (س)این روایت را از دختر امام صادق(ع)نقل مى كند كه سلسله سندش در نهایت به فاطمه زهرا(س)مى رسد.

فاطمه زهرا(س)، دختر بزرگوار رسول اكرم (ص)فرمود:« آیا فرمایش رسول خدا(ص)را در روز غدیر خم فراموش كرده اید كه فرمود: هر كس من مولاى اویم، على مولاى اوست، و (آیافراموش كرده اید) دیگر فرمایش آن حضرت را كه فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟!»(1)

… عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ موسَى بْن جَعْفَر (ع)... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّى اللّه عَلَیْه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّى اللّه ِعَلَیْه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ:«ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِیداً.

فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع)روایتى نقل مى كند كه سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س)مى رسد كه آن حضرت مى فرماید:حضرت رسول اكرم (ص) فرمود: «آگاه باشید!هركس با محبّت آل محمّد بمیرد شهید از دنیا رفته است.»

مرحوم علامه مجلسى از شیخ صدوق روایتى بس ارزشمند درباره ارزش زیارت فاطمه معصومه (س)نقل مى كند:

قَالَ سَألْتُ اَبَا الْحَسَن ِالر ِّضَا(ع)عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِمُوسَى بْن ِجَعْفَر(ع)، فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةَ.

راوى گوید از امام رضا(ع)درباره حضرت فاطمه معصومه پرسیدم.آن حضرت فرمود:« هركس قبرش را زیارت كند، بهشت بر او واجب مى شود.

-----------------------------------------------------------
پی نوشت:
1-عوالم العلوم، ج 21، ص 353 به نقل از اسنى المطالب ص 49 تا ص 51.این روایت مدارك دیگرى هم دارد كه در شرح مفصّل به آن پرداخته ایم.

امام صادق(ع) مى فرماید:«خدا داراى حرمى است که آن مکّه است، و پیامبرش هم حرمى دارد که مدینه است، و امیرمؤمنین هم حرمى دارد که کوفه است.و ما هم داراى حرمى هستیم که قم است و به زودى بانویى از فرزند من آن جا دفن مى شود که نامش فاطمه است.هرکسى او را زیارت کند بهشت بر او واجب مى شود.» امام صادق(ع) هنگامى این جمله را فرمودند که هنوز مادر امام موسى بن جعفر(ع) به او باردار نشده بود.)[1]

امام رضا (ع)مى فرمایند:«هرکس او (حضرت فاطمه معصومه)را زیارت کند بهشت بر او واجب مى گردد».[2]

امام جواد (ع)مى فرمایند:«کسى که آرامگاه عمّه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است».[3]

-----------------------------------------------------------
پی نوشت:

[1].قال اَبی عَبدِاللهِ(ع):«اِنَّ لِلّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ، وَ لِرَسُولِهِ وَ هُوَ المَدینَةُ، وَ لِاَمیرِالمُؤمِنین حَرَماً وَ هُوَ الکُوفَةُ، وَ لَنا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ وَ سَتُدفَنُ فیها اِمرَأةُ مِن وُلدى تُسَمّى فاطِمَةُ، مَن زارَها وَجَبَت الجَنَّةُ».(قالَ ذلِکَ وَ لَم تُحمَلُ بِمُوسی(ع) اُمَّهُ)ـ علّامه مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج 57، باب 36، ص 216، مؤسسه الوفاء، 1404 هـ ق.بیروت.

وَ عَن عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ قَالَ حَدَّثَنَا محمّد بنُ العَطَّارُ بِقُمَّ قَالَ حَدَّثَنَا محمّد بنُ الحَسَنِ الرَّازِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا محمّد بنُ عَلِیٍّ الکُوفِیُّ عَن عَلِیٍّ الحُسَینِ (عَن عَلِیٍّ بنِ الحَسَنِ بنِ فَضَّالٍ) عَن ابنِ مُسکَانَ عَن مَالِکِ بنِ أَعینَ الجُهَنِیٍّ قَالَ سَمِعتُ أَبَا جَعفَرٍ(ع)یقُولُ وَ ذَکَرَ مِثلَهُ.ـ نورى الطبرسى، میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 11، ص 34، ح 12، مؤسسه آل البیت(ع)لاحیاء التراث، قم.

تاریخ قم، للحسین بن محمّد القمی بإسناده عَنِ الصادق(ع)قال:«اءِنَّ للهِ حَرَمَاً وَ هُوَ مَکِّةَ وَ لِرَسُولِهِ حَرَمَاً وَ هُوَ المَدینَةَ وَ لِاَمیرِالمؤمِنینَ حَرَماً وَ هُوَ الکُوفَةَ وَ لَنا حَرَمَاً وَ هُوَ قُم وَ سَتَدفُن فیهِ اِمرأَةً مِن وَلَدى تُسَمّی فاطِمَةَ مَن زارَها وَجَبَت لَهُ الجَنّةَ، قَالَ ذلِکَ وَ لَم تَحمِلُ بِمُوسی (ع)أُمَّهِ».علّام? مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج 99، باب 1، ص 267، مؤسسه الوفاء، 1404 هـ ق.بیروت.

[2].محمّد بنُ عَلِیٍّ بنِ الحُسَینِ فِى ثَوَابِ الأَعمَالِ وَ عُیونِ الأَخبَارِ عَن أَبِیهِ وَ محمّد بنِ مُوسَى بنِ المُتَوَکِّلِ عَن عَلِیٍّ بنِ إِبرَاهِیمَ عَن أَبِیهِ عَن سَعدِ بنِ سَعدٍ قَالَ سَأَلتُ أَبَا الحَسَنِ الرِّضَا (ع) عَن زِیارَةِ فَاطِمَةَ بِنتِ مُوسَى بنِ جَعفَرٍ(ع)بِقُمَّ فَقَالَ (ع):«مَن زَارَهَا الجَنَّةَ».

ـ عاملى، شیخ حر، رسائل الشیعة، ج 14، باب 94، ص 576. مؤسسه آل البیت(ع) لأحیاء التراث، 1409 هـ ق. قم.

[3].وَ عَن أَبِیهِ وَ أَخِیهِ عَلِیٍّ وَ مَشَایخِهِ عَن أَحمَدَ بنِ إِدرِیسَ وَ غَیرِهِ عَن العَمرَکِیٍّ عَن رَجُلٍ عَن الرِّضا (ع)قَالَ:«مَن زَارَ قَبرَ عَمَّتِى بِقُمَّ فَلَهُ الجَنَّةُ».ـ همان.

مل، [کامل لزیارات]أَبى وَ أَخی وَ الجَماعَةِ عَن أَحمَدَ بنِ إدریسٍ وَ غیرِهِ عَن العُمرِکیٍّ عَمَّن ذکَرَهُ عَن ابنِ الرِّضا (ع)قَالَ:«مَن زارَ قَبرَ عَمَّتى بِقمَّ فَلَهُ الجَنَّةُ».علّام? مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ج 99، باب1، ص 265، مؤسسه الوفاء، 1404 هـ ق.بیروت.


فضیلت زیارت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) دختر امام كاظم علیه السلام

الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : إنّ ··· لَنا حَرَما و هُو قُمّ ، و سَتُدفَنُ فیه امرَأةُ مِن وُلدِی تُسَمّى فاطِمَةَ ، مَن زارَها وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ .

امام صادق علیه السلام : ما را حرمى است و آن قم است . بزودى زنى از فرزندان من به نام فاطمه در آن جا دفن خواهد شد . هر كه او را زیارت كند ، بهشت بر او واجب مى شود . بحار الأنوار : 102/267/5 ، میزان الحکمة جلد 5 صفحه 128

الإمامُ الجوادُ علیه السلام : مَن زارَ قَبرَ عَمَّتِی بِقُمّ فَلَهُ الجَنَّةُ .

امام جواد علیه السلام : هر كه قبر عمّه ام را در قم زیارت كند ، پاداشش بهشت باشد . بحار الأنوار : 102/265/3 ، میزان الحکمة جلد 5 صفحه 128

قاضی نورالله { مجالس المومنین 1 ، 83 } از حضرت صادق (علیه السلام ) نقل کرده است که فرمود : بدانید که خدا حرمی دارد و آن ، مکه است.هان ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) حرمی دارد که مدینه است . بدانید امیرالمومنین (علیه السلام ) حرمی دارد که کوفه است.آگاه باشید ، قم ، کوفه ی کوچک است.بهشت ، هشت درب دارد که سه درب آن به طرف قم باز می شود.زنی از فرزندان من به نام فاطمه بنت موسی (علیها السلام) در قم وفات می کند که با شفاعتش تمام شیعیانم وارد بهشت می شوند.و از سعد ، از حضرت رضا (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود : ای سعد ، هرکس او را زیارت کند ، بهشت از آنِ اوست. بحارالانوار جلد 60 صفحه 228 ، ترجمه سفینة البحار و مدینة الحکم و الاثار (محدث گرانقدر حاج شیخ عباس قمی رحمت الله علیه ) جلد 6  صفحه 494

روایت شده که زیارت حضرت معصومه (علیها السلام ) با بهشت ، برابری می کند.بحارالانوار جلد 60 صفحه 219 ، ترجمه سفینة البحار و مدینة الحکم و الاثار (محدث گرانقدر حاج شیخ عباس قمی رحمت الله علیه ) جلد 5  صفحه 495

 سعد بن سعد گوید : از حضرت رضا علیه السّلام پرسیدم از مقام فاطمه دختر موسى بن جعفر علیهما السّلام، فرمود : هر كس قبر او را زیارت كند پاداشش بهشت خواهد بود. ثواب الأعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق (ره)  ترجمه مرحوم علی اکبرغفارى (ره) ، صفحه 221 ، ترجمه کامِلُ الزیارات ابن قولویه قمی (رضوان الله تعالی علیه)  صفحه 701 

امام جواد (علیه السلام) فرمود : هرکه قبر عمّه ام را در قم زیارت کند ، بهشت برای اوست. کامِلُ الزیارات ابن قولویه قمی (رضوان الله تعالی علیه) ترجمه امیر وکیلیان صفحه 701

در پاره ی کتب زیارت به سند حسن منقول است که حضرت رضا (علیه السلام) به اسعد اشعری فرمود : ای سعد نزد شما از ما قبری است سعد عرض کرد فدایت گردم قبر فاطمه دختر امام موسی بن جعفر (علیه السلام) را می فرمائی ؟ فرمود : بلی هرکس او را زیارت نماید و حق او را بشناسد از برای او است بهشت. ریاحین الشریعة در ترجمه بانوان دانشمند شیعه تألیف آیت الله حاج شیخ ذبیح الله محلاتی (رضوان الله تعالی علیه) جلد 5 صفحه 34

در کتاب کامل الزیارة است که حضرت رضا (علیه السلام) فرمود ( من زار المعصومه بقم کمن زارنی ) هرکس خواهرم معصومه را در قم زیارت بنماید همان فضل و ثواب را دارد که مرا زیارت کرده باشد. ریاحین الشریعة در ترجمه بانوان دانشمند شیعه تألیف آیت الله حاج شیخ ذبیح الله محلاتی (رضوان الله تعالی علیه) جلد 5 صفحه 35

علامه مجلسی (رحمت الله علیه) در سماء و العالم بحارالانوار روایت کرده است که ( زیارتها تعادل الجنة ) یعنی ثواب زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) معادل بهشت است. ریاحین الشریعة در ترجمه بانوان دانشمند شیعه تألیف آیت الله حاج شیخ ذبیح الله محلاتی (رضوان الله تعالی علیه) جلد 5 صفحه 35

نوشته شده در تاریخ شنبه 24 مرداد 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

شهادت رئیس مذهب شیعه حضرت امام جعفر صادق (ع)

25 شوال 1436 ، 1394/5/20 سالروز شهادت ششمین خورشید ولایت ، رئیس مذهب جعفری حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد.

مدینه و قیامت عظیم
امام كاظم (علیه السلام) فرموده است : من جنازه‌ی پدرم را با دو قطعه جامه‌ی احرام ـ كه موقع احرام می‌پوشید ـ كفن پوشاندم و عمّامه‌ای هم كه از امام سجّاد (علیه السلام) مانده بود ـ بر سرش بستم...
در كربلا آیا كفن به غیر بوریا نبود كه پیكر مولای عزیزمان حسین(علیه السلام) را در آن بپوشانند؟! نه تنها كفن نكردند، بلكه آن پیراهن چسبیده به تنش را هم از بدن غرق در جراحتش بیرون كشیدند....!
در مدینه روز بیست و پنجم شوّال در تشییع جنازه‌ی امام صادق(علیه السلام)غوغا شد و رستاخیز عظیم به‌وجود آمد امّا در كربلا نه تنها از جنازه‌ی حسین عزیز(علیه السلام)تشییع نكردند بلكه پسر نانجیب سعد دستور داد اسب‌ها را نعل تازه زدند و...
وَ اَنَا السِّبْطُ الَّذِی مِنْ غَیْرِ جُرْمٍ قَتَلُونِی
                                                        وَ بِجُردِ الْخَیْلِ بَعْدِ الْقَتْلِ عَمْداً سَحَقُونِی
مدینه چند روز قیامتی عظیم به خود دیده است، یكی از آنها روزی بود كه پیكر پاك و مقدّس امام صادق(علیه السلام)روی دوش مردم به سمت بقیع می‌رفت تا به خاك سپرده شود؛ از غوغا و ازدحام جمعیّت تشییع كننده، رستاخیزی عظیم به‌وجود آمده بود. در آن میان شاعری از دوستداران اهل بیت(علیهم السلام)با دلی سوخته و چشمی گریان می ‌گفت:
اَ تَدْرُون ماذا یحْمِلُونَ اِلَی الثَّرَی
                                               بثیراً ثَوَی مِنْ رَأسِ عُلْیا شاهِقٍ
آیا می‌دانید مردم، چه پیكر پاك و مقدّسی را روی دوش گرفته می‌برند خاكش كنند، دریای علم و قدس و طهارت فرود آمده از بلندترین قلّه‌ی عزّ و جلال كرامت.
غَداةًَ حَثَی الحاثُون فَوْقَ ضَریِحِهِ
                                                 تُـراباً وَ اَوْلَی كـانَ فَوقَ الْـمَفارِقِ
صبحگاهی خاك روی بدنی ریختند كه ای كاش، آن خاك بر سر آدمیان ریخته می‌شد.
یك روز دیگری هم مدینه به خود دید كه قیامتی برپا شد و آه و ناله و افغان از زمین و آسمان برخاست؛ آن روزی بود كه كاروان اسیران كربلا از شام به مدینه باز می‌گشتند. یكی جامه‌ی سیاه بر تن كرده روی اسب نشسته بود و پرچم سیاه به دست گرفته میان كوچه‌های مدینه می‌گشت و ناله‌كنان و اشك‌ریزان می‌گفت:
یا اَهْلَ یَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ بِها
                                        قُتِلَ الْحُـسَین فَاَدْمُعِی مِدْرارُ
اَلْجِسْمُ مِنْهُ بِكَربَلاء مُضَرَّجٌ
                                        وَ الرَّأسُ مِنهُ عَلَی الْقَناةِ یُدارُ
ای اهل مدینه دیگر مدینه جای ماندن نیست، حسین شما را كشتند و پیكر آغشته به خونش را در كربلا گذاشتند.سر بریده‌اش را در بیابان‌ها و شهرها چرخاندند.

تسلیم نسبت به خواست خداوند

در اثر سمی که به حضرت امام صادق (ع) داده بودند بدن شریفش به قدری ضعیف شده بود که یکی از اصحاب وقتی خدمتش رسید دید از بدن فقط اسکلتی باقیمانده است لذا زار زار گریست ، امام (ع) فرمود چرا گریه می کنی ؟ عرض کرد : آقا چرا ناراحت نباشم و حال آنکه شما را به این حال می بینم ، امام (ع) فرمود : مومن اگر برایش این طور پیش بیاید که بدنش قطعه قطعه شود خیر او است و اگر چنین پیش آید که مالک دنیا شود ، باز خیر او است لذا هیچ وقت در پیش آمدهای دنیا نباید به خودش اندوه راه بدهد هر نوع صدمه ای که ببیند ، به هرچه خدا خواسته است دلخوش باشد مومن هر صدمه ای که ببیند نسبت به اجرهائیکه خداوند به او می دهد نباید ناراحت باشد لذا باید به خواست خداوند تسلیم باشد.

وصیت به صله رحم از ثلث

حضرت امام صادق (ع) در ضمن وصیتش فرمود : هفتاد دینار به پسر عمویش حسن افطس و فلان مبلغ به دیگری از بنی اعمامش.مستحب است انسان به ارحامش که از او ارث نمی برند چیزی از ثلث خودش را وصیت کند که به آنها بپردازند ، حضرت صادق (ع) هم این طور وصیت فرمود. یکی از اصحاب عرض کرد آقا این کسی که هفتاد دینار برایش وصیت فرموده اید همانست که در آن روز به شما ستیز کرد به قسمی که بر روی شما کارد کشید حالا شما سفارش می فرمائید به او پول بدهند ؟ امام فرمود آیا نمی خواهی که من از کسانی باشم که خداوند آنها را مدح فرموده که صله رحم می کنند   { وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَ یخَْشَوْنَ رَبهَُّمْ وَ یخََافُونَ سُوءَ الحِْسَاب‏ ، سوره رعد آیه 21 } من باید صله رحم کنم چه کار دارم که او قطع کرده یا وصل ، من نباید قطع رحم کنم هر چند رحم من از من ببرد ، او روی امام کارد کشید اما امام این طور صله فرمود ، آنگاه فرمود بوی بهشت تا دو هزار سال راه به مشام می رسد اما هر کسی که عاق والدین یا قاطع رحم باشد بوی بهشت را هم نمی شنود ، ای کسی که عاق والدین هستی قاطع رحم هستی بوی بهشت را هم نمی شنوی تا چه رسد به اینکه بهشت را ببینی. جمعه و نماز یا جهاد هفتگی به ضمیمه ولایت حضرت علی (ع) و ائمه اطهار { از تالیفات شهید آیت الله دستغیب (ره) } صفحه 70 الی 71

امام صادق (ع) هنگام وفات

ابوبصیر می گوید : وقت وفات امام صادق (ع) در مدینه نبودم در مسافرت بودم ، از مسافرت که برگشتم ، شنیدم رئیس مذهب ما ، اما صادق (ع) از دنیا رحلت فرموده است.

 آمدم در خانه امام صادق (ع) در زدم که به بی بی ام حمیده تسلیت بگویم ، به بی بی گفتم در مدینه نبودم رئیس مذهب از دنیا رفت ، بفرمائید در این چند روز آخر که من نبودم حضرت حرف تازه ای هم زد که نشنیده باشم ، بی بی ام حمیده فرمود : مطلب مهمی امام صادق (ع) گفت ، روزهای آخر امام صادق (ع) دستور دادند قوم و خویشاوندان جمع شوند وقتی که جمع شدند فرمود ای خویشاوندان : به خدا قسم اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِّفاً باِلصَّلوةِ { منتهی الآمال }. فردای قیامت به شفاعت ما خانواده نخواهد رسید کسی که در دنیا نمازش را سبک شمارد ، حضرت نمی فرماید کسی که نماز نخواند به شفاعت ما نمی رسد بلکه می فرماید کسی که نماز را سبک شمارد به شفاعت ما خانواده نمی رسد! برگرفته از سخنرانی های شهید شیخ احمد کافی (ره) ؛ گفتار وعّاظ جلد 4 صفحه 268


مردی از اصحاب حضرت امام صادق (ع) برای نشان دادن كمال معرفت خود در حقّ امام، به ایشان عرض كرد :

یابن رسول الله ! اگر شما این انار را از این درخت بچینید و بعد دو نیمه‌اش كنید و بگویید، این نیمه‌اش حرام است و نیمه‌ی دیگرش حلال،من نمی ‌گویم چرا ؟! می ‌پذیرم زیرا من گفتار امام را مبتنی بر وحی و الهام الهی می‌دانم و لذا وظیفه‌ای جز پذیرش آن ندارم.

 

عزّت و جلال معنوی امام صادق(ع)

به تناسب ایام عرض می ‌شود منصور دوانیقی حاكم جبّار عبّاسی كه نمی ‌توانست عزّت و عظمت و محبوبیّتی را كه امام صادق (ع) در میان مردم داشت، تحمّل كند، از طرق گوناگون می ‌كوشید شخصیّت علمی و معنوی آن حضرت را بشكند ولی موفّق نمی ‌شد.عاقبت تصمیم به قتل آن حضرت گرفت.به نقل مرحوم علاّمه‌ی مجلسی (رض) صد نفر از اعاجم (مردمی كه زبان عربی را نمی ‌فهمیدند) و امام را نمی ‌شناختند ، از یك منطقه‌ی دور از بلاد اسلامی استخدام كرد و آن‌ها را مورد مهر و محبّت خود قرار داد و از همه گونه لذائذ كامیابشان گردانید و پس از مدّتی آن‌ها را به دربار و كاخ اختصاصی خویش احضار كرد و به وسیله‌ی مترجم به آن‌ها فهماند كه من دشمنی دارم و امشب پیش من خواهد آمد.از شما می‌ خواهم آماده باشید،تا وارد شد او را بكشید و قطعه ‌قطعه‌اش كنید.

آن‌ها همه شمشیر به دست آماده‌ی امتثال فرمان شده و ایستادند ؛ آنگاه او مأموری فرستاد و امام را احضار كرد.آن‌ها تا چشمشان به امام افتاد،شمشیرها را از دست انداختند و پیش پای امام به زمین افتادند.در حالی كه ناله‌ی آرامی داشتند صورت خود را خاضعانه به زمین نهادند.منصور از دیدن این صحنه سخت ترسید و به امام گفت: ای مولای من! چه شده كه یاد ما كرده و به این وقت از شب پیش ما تشریف آورده ‌اید ؟ امام فرمود : تو احضارم كرده‌ای آمده‌ام.گفت: مأمور اشتباه كرده،اینك قدم به چشم من نهاده‌اید.از امام تجلیل فراوان كرد و امام مراجعت فرمود.پس از رفتن حضرت رو به آن اعاجم كرد و به وسیله‌ی مترجم پرسید: شما چرا طبق فرمان عمل نكردید؟ گفتند: تو دستور قتل كسی را به ما داده ‌ای كه ما جز او ولیّ و سرپرست دیگری برای خود نمی ‌شناسیم.او هر روز به ما سر می ‌زند و همچون پدر نسبت به فرزند از ما دلجویی می‌ كند.آیا می ‌شد دست ما به سوی او به قصد كشتن دراز شود؟!

منصور كه از این راه تیرش به سنگ خورده بود آن‌ها را شبانه به محلشان برگردانید و خود در مقام مسموم ساختن امام برآمد و عاقبت امام صادق(ع)  روز25 شوّال سال148 هجری قمری، مسموماً به شهادت رسید.

 

سؤال طبیب نصرانی از امام صادق(ع)

طبیب نصرانی خدمت امام صادق (ع) عرض كرد :

(اَفی كِتابِ رَبِّكُمْ اَم فِی سُنَّة نَبِیِّكُمْ شَیْءٌ مِنَ الطِّبِّ)؛

«آیا در كتاب خدای شما و در سنّت پیامبر شما چیزی از طبّ هم گفته شده است»؟

امام(ع)  فرمود :

(اَمّا فی كِتابِ رَبِّنا فَقَوْلُهُ تَعالَی‌‌{ كُلُوا وَاشْرَبوُا وَ لا تُسْرِفُوا‌‌{

«امّا در كتاب خدای ما [قرآن] یك جمله آمده است؛بخورید و بیاشامید و زیاده ‌روی نكنید».

(وَ اَمّا فی سُنَّة نَبِیِّنا الْاِسْرافُ فِی الْاَكْلِ رَأسُ كُلَّ داءٍ وَ الْحَمِیة مِنْهُ اَصْلُ كُلِّ دَواءٍ)؛

«در سنّت پیامبر ما هم آمده: زیاده‌ روی در خوردن، سرچشمه‌ی همه‌ی دردها و پرهیز از خوردن،سرچشمه‌ی همه‌ی داروهاست».

طبیب نصرانی برخاست و گفت:

(وَ اللهِ ما تَرَكَ كِتابُ رَبِّكُمْ وَ لا سُنَّة نَبِیِّكُمْ مِنَ الطِّبِّ شَیْئاً لِجالینوُس)؛

«به خدا قسم، قرآن و سنّت پیامبر شما چیزی برای جالینوس در طبّ باقی نگذاشته است».

یعنی آنچه در امر بهداشت لازم بوده گفته‌ و ریشه‌ی اصلی درد و درمان را نشان داده‌اند. این نمونه‌ای است از این ‌كه پیشوایان دینی ما درباره‌ی همه چیز دستورالعمل دارند.

همه‌ی شیعیان غنی هستند

مردی از شیعه خدمت امام صادق  (ع) آمد و عرض كرد:آقا،من فقیر شده‌ام. امام فرمود:

(اَنْتَ مِنْ شیعَتِنا وَ تَدَّعِی الْفَقْرَ)؛

«تو شیعه‌ی ما هستی و اظهار فقر می ‌كنی»؟

و حال آن كه:

(شیعَتُنا كُلُّهُمْ اَغْنِیاء)؛

«همه‌ی شیعیان ما اغنیا هستند».

فقیر میانشان نیست.گفت: آقا،چه طور فقیر در میانشان نیست؟من فقیرم. فرمود: بگو ببینم اگر تمام دنیا را پر از نقره كنند و به تو بدهند،حاضری آن محبّتی را كه به ما داری از دل بیرون كنی ؟ گفت: نه، به خدا قسم، اگر همه را هم طلا كنند، من حاضر نیستم محبّت و ولایت شما را از دست بدهم. امام‌(ع)فرمود: پس تو ثروتمندی؛سرمایه‌ ای داری كه از همه‌ی كره‌ی زمین كه پر از طلا و نقره باشد بالاتر است. پس آن كسی فقیر است كه آنچه تو داری ندارد، مسائل مادّی چیزی نیست كه بگویی من فقیرم.آنگاه مقداری پول عنایت فرمودند تا جنبه‌ی ظاهرش هم درست بشود.یونس ‌بن ‌یعقوب می ‌گوید، عرض كردم :

(لَوِلایی لَكُمْ وَ ما عَرَّفَنِیَ اللهُ مِنْ مَحَبَّتِكُمْ اَحَبُّ اِلَیَّ مِنَ الدُّنْیا بِحَذافِیرِها)؛

«[آقا]به خدا قسم، این ولایت و محبّتی كه به شما دارم، از تمام دنیا و آنچه در آن است نزد من محبوب ‌تر است».

او خیال می‌كرد حرف خوبی زده است. امام  (ع)اندكی از این حرف ناراحت شد و فرمود:

(یا یُونُسُ قِسْتَنا بِغَیْرِ قِیاسٍ)؛

«ای یونس، تو در مورد ما مقایسه‌ی نادرستی كردی».

محبّت ما را با دنیا و ما فیها مقایسه كردی؟مگر دنیا چیست؟

(مَا الدُّنْیا وَ ما فیها اِلّا سَدُّ فَوْرَة اَوْ سَتْرُ عَوْرَة)؛

«دنیا مگر چیست؟ با غذایی شكم را سیر كردن و با لباسی عورت خود را پوشاندن».

 این چیزی نیست كه آن را با محبّت ما مقایسه می ‌كنی.

(وَ اَنْتَ لَكَ بِمَحَبَّتِنَا الْحَیاة الدّائِمَة)؛

«محبّت ما حیات ابدی برای تو می‌ آورد».

زمام استر امام (ع)به دست غلامشان بود كه جلو مسجد ایستاده بود.مرد تاجر خراسانی آمد و به غلام امام (ع)گفت: بیا با هم معامله‌ای بكنیم. تو نوكری امام (ع) را به من بده؛من تمام ثروتم را به تو می ‌دهم كه در خراسان ثروت بسیار دارم.همه‌ی ثروتم از آن تو باشد و من غلام امام صادق (ع) باشم.او خوشحال شد از این كه ثروت سرشاری به دستش رسیده است؛ گفت: پس صبر كن من بروم و مشورتی با خود امام (ع) بكنم.خدمت امام صادق (ع) آمد و گفت : آقا، من چند سال خدمت شما بوده‌ام.حال، اگر خیری به من بخواهد برسد،شما مانع می‌ شوید ؟ فرمود : نه.عرض كرد : مردی می ‌خواهد با من معامله كند. تاجری خراسانی و ثروتمند است. طالب این شده كه غلام شما باشد و من هم سر ثروت او بروم. فرمود: معلوم می‌ شود كه از ما خسته شده‌ای. اگر به ما بی ‌رغبت شده‌ای، عیبی ندارد. او جای تو بیاید و تو به جای او برو ؛ ما مانع نمی‌ شویم. او خوشحال شد و برخاست كه برود.امام صدا زد و فرمود: بیا، چون تو چند سال خدمت ما بودی، حقّی بر من داری؛ می ‌خواهم نصیحتت كنم ؛ فردای قیامت كه ‌شود، رسول خدا متمسّك به نور جلال خدا می ‌شود و علیّ مرتضی، جدّ ما، متمسّك به رسول خدا…و ما هم متمسّك به جدّمان، علیّ مرتضی، می ‌شویم و شیعیان و دوستان ما هم متمسّك به ما می‌ شوند و همگی با هم وارد بهشت خدا می ‌شویم. حال، اگر دوست داری با ما باشی، می‌ پذیریم و اگر هم می‌ خواهی بروی، مانع نمی ‌شویم. گفت: آقا، نخواستم. اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، حاضر نیستم از در خانه‌ی شما بروم. من در خدمت شما و غلام شما هستم. سپس پیش مرد خراسانی رفت و گفت: نه، من حاضر نیستم دست از غلامی امام بردارم. مرد خراسانی گفت: پس مرا نزد آقا ببر تا خدمتشان عرض ارادت كنم.خدمت امام(ع)رسید و عرض مودّت كرد و امام هم درباره‌اش دعا کرد.

برگرفته از شرح زیارت جامعه کبیره آیت الله ضیاء آبادی

 

با استفاده از لینک زیر گزیده ای از سخنرانی حضرت آیت الله شهید شیخ قاسم اسلامی (ره) را که به مناسبت شهادت امام صادق (علیه السلام) برگزار گردیده بوده را از لینک زیر دانلود بفرمایید :       { موضوعات سخنرانی : فضائل امام امیرالمومنین (علیه السلام) ، امام شناسی حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، خاطره از تشییع جنازه آیت الله بروجردی (ره) ، روضه شهادت امام صادق (ع) ، روضه حضرت زهرا (سلام الله علیها) }

                             دانلود

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 مرداد 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)

با استفاده از لینک زیر سخنرانی شهید حاج شیخ احمد کافی (ره) را با موضوعات : {شرح حدیثی از آقا امیرالمومنین مولا علی (ع)  ، قوام دین و اساس دین و ارکان دین و به درد خورهای دین چهار طبقه اند ، طبقه اول علما و دانشمندان دینی و مذهبی اند ، اونم عرض کردم نه هر عالمی ، عالمی که ناطق باشد و عامِل ، هم بداند هم بگوید هم عمل کند .... ؛ اسکندر و پادشاه چین ؛ در این سخنرانی مرحوم کافی (ره) داستان رفتن به خانه یکی از دوستان را تعریف می کنند و چند نکته آموزنده و یک مزاح بسیار خنده دار مطرح میکنند } دانلود بفرمایید :

دانلود

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مرداد 1394    | توسط: محب اهلبیت (ع)    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^